X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 23 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 08:11 ب.ظ

 

شیوا قربانی

نکاتی درباره فرش

تاریخچه فرش

هنر اصیل فرش ایران با فرهنگ کهنسال این کشور پیوندی ناگسستنی دارد . این هند در گذر قرنها ، ره آورد عمر مبارک این ملت و جزیی از زندگی  فرهنگ جامعه اسلامی و ایرانی است .

مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی ( پژوهشگاه ) جهت پژوهشهای لازم در این هنر و در اختیار داشتن فرشنامه أی که حاوی فرهنگ و مسائل مربوط به آن باشد کار تدوین این فرشنامه را شروع نمود . فرشنامه مذکور زمانی متجاوز از یازده سال کار ، صرف آن گردید با کوششش خستگی ناپذیر دو نفر از محققان کشور سرانجام یافته است .

سخنی چند : قالی ایران درگذر قرنها نه تنها جلوه أی بزرگ از هنر و صنعت این سرزمین بلکه جزئی از زندگی مردم نیز بوده است .

در نقشهایی که در مجموع از سنتی ریشه دار مایه می گیرد برخی نگاره ها در پیوند با فرهنگ کهنسال این کشور نما دین است که بهره گیری آذینی از آن در طول قرنها ، آن را از رمز و رازش جدا کرده است و بی ریشه می نمایاند که این گونه نیست .

در این صنعت ، اشاره نگاره ها همان اندازه ازرشمند است که هماهنگی آرام و دلنشین آنها با هم : چه به صورت به هم پیوسته و چه گسسته ، چه در نقشی که دارد و چه در رنگی که به خود می گیرد .

در پهنه قالی ، جای خالی و بی نقش نمی توان و یا کمتر می توان دید . هر جا نگاره أی است چه کوچک و چه بزرگ : جهانی گسترده برای آفرینش و چرا خالی از آفریدگان ؟ که در پیوند با آنان چنین است دور نمایه هر نقش پردازی سنتی ایران در نقشهایی که می آفریند و رنگهایی که به چهره نقشها می نهد : همه جا پیوند هستی و شور و زیبایی آن ، غم دور بودن از این پیوستگی و شوق رسیدن به آن .

برای همین است که آنچه که نقش می شود ، گر چه در مجموع به گونه أی همان است که قرنها پیش بوده است ولی باز هم در چشم خوشامیز است و در دل نشستنی . در بیرون نشانه أی از توانایی فراوان هنرمندان ایران در نقش پردازی ، و در درون شوری که به زبان نگاره ها بیان می شود و این قالی پر نقش و نگار ایران ، همراه زندگی مردم این آب و خاک ، سر گذشتی دارد که ، همچنان که معمول زندگی است . در فراز و نشیبهایی بوده است و درخششها و خاموشیهایی داشته است ولی کدامین جلوه راستین زندگی است که حتی خاموشی آن نیز نشانی از بالندگی نباشد ؟

واژه قالی : در نوشته های بازمانده از زبان پهلوی برای قالی نفیس واژه    « بت » یا « بوپ » ( bop / bup) و برای فرش و (نمد) واژه ( نمت )  (  namat +) و برای فرش ، جامه و بستر واژه « ویسترگ »  (  vistarg ) آمده است که واژه اخیر از « ویسترتن » ( vistartan ) معنی گستردن      می آید ! 

معنای « بوب » در لغتنامه دهخدا چنین آمده است :

فرش و بساط خانه . فرشی که آن را انبوب نیز گویند .

در ارمنی ، بوب و پهلوی ، بوپ .

در تاریخ طبری از ابوجعفر محمد بن جدید طبری ( حدود 226 310 ه . ق ) و ترجمه و تالیف ابو علی محمد بلعمی ( 352 ه . ق . ) واژه « بساط » مترادف فرش آمده است و آنجا که از « فرش بهارستان » سخن می رود که در حمله اعراب به ایران از کاخ تیسفون بدست آمده است چنین می آید :     « بساطی یافتند از دیبا ، شصت ارش اندر شصت ارش » .

در معجم البلدان از یاقوت حموی ( اوایل قرن هفتم ه . ق . ) در نزهه القلوب حمدالله مستوفی ( 750 ه . ق . ) از قول ابوعون صاحب کتاب الذیج چنین آمده است : « در قالی قلا فرشی بافته می شود که آن را قالی نامند و قالی نسبت اختصاری است به شهر قالی و قلا و قالی قلاشهر است در ارمنستان کبیر . از عهد انوشیروان ، هنوز ارمنستان بدست ایرانیان بود تا اسلام آمد ……. « ارمینیاغس » یکی از مردم ارمنستان زمام حکومت . را در دست گرفت . پس از وی زنی به حکومت رسید بنام « قالی » و شهری ساخت و آن را « قالی قاله » نامید که به معنای احسان است !

کهنترین نقش قالی : درباره تاریخچه « گستردنی » در ایران ، فردوسی که در شاهنامه خود اشاره أی به ( تهمورث دیوبند ) ، ( پسر هوشنگ ) از سلسله پیش ادیان کرده است .

بر اساس نوشته رودنکو (   Rudenko ) دانشمند شوروی و کاشف قالیهایی «  پازدیک » (Ra zirik    ) ، قرنها پیش از میلاد قالیهای زیبایی در بابل ، آشور ، پارس ، و ماد بافته می شد . کهنترین نمونه نقش قالی را دانشمندان آشور شناس در نقشهای برجسته « کاخ نینوا » ( پایتخت آشور ، سرزمین قدیمی در بخش وسطای رود دجله ) یافته اند که گل و حاشیه آن تقلیدی از گلدوزی های بابل به نظر می رسد . تاریخ این نقشها را قرن هفتم پیش از میلاد می دانند . بهترین نمونه این نقش متعلق به خورس آباد در موزه « لوور » نگهداری می شود .

در وسط این تصویر طرح گل و گیاه چهار برگه أی تکرار شده است . و در حاشیه آن تصویرهایی از نیلوفر آبی است . همانند آنچه که امروزه در برخی از قالیچه های کردی نقش می شود . در همین زمینه ، دو مجسمه سفالین اسب در دست است که یکی در سال 1328 در شوش بوسیله دکتر    « گیرشمن » (   Roman   Girsman ) کشف شده است که تاریخ آن به قرن هشتم پیش از میلاد می رسد و محل کشف دیگری در ماکو است که تاریخ آن متعلق به هزاره دوم پیش از میلاد است . در هر دو اسب ، قطعه فرشی به جای زین است که به عقیده گیرشمن ، نگاره های آن کهنترین نمونه نقش فرش ایران ، نقش نمدزین مجسمه شوش در یک سو تصویر دو گراز در حال تاخت در نیزار را نشان می دهد و در سوی دیگر ، دو گراز در دو طرف نگاره های مربع شکل را ( که به نوشته گیرشمن ، این مربع در گذشته برای نمودن آب کشیده می شده است ) ، افزون بر گرازها در هر دو سو نیز یک مرغ ماهیخوار در حال پرواز دیده می شود . نقش نمدزین اسب ماکور ، حیوانی است مانند سگ شکاری با آهو و پرندگان و گل و بتونه .

کهنترین نمونه قالی :

کهنترین نمونه قالی ، فرشهایی است که در پازیریک ( 1949 . م . ) بدست آمده است . پازیدیک ، دره أی است در دامنه تپه های نواحی شمالی کوهستان « آلتایی » ، از نواحی « جنوب سیبری مرکزی » در 79 کیلومتری مرز مغولستان خارجی با ارتفاع نزدیک 1500 متر از سطح دریا . در بازدید از پازیدیک بوسیله رود نکو ، پنج مقبره بزرگ و نه مقبره کوچک کشف شد که ظاهرش مانند تپه های سنگی بود . حفاری این مقبره ها که در روسیه « کورگان » نامیده می شود از اوایل قرن چهاردهم هجری شمسی آغاز شد و دنباله آن در طول بیست سال در چند نوبت ادامه یافت به علت یخبندان درون مقبره ها ، یخها را با کمک جریان آب گرم شکسته و خارج کردند تا بتوانند به وسایل درون گورها دسترسی پیدا کنند و معلوم شد که ساکنان این نواحی « سکایی » بوده اند . این مقبره ها که مربوط به پادشاهان سکایی بود

اجساد مردگان در درون تابوتهای چوبی قرار داشت ، بدن آغشته به مواد عطر آگین و سر رو به سوی مشرق بود .

اتاقهای مقبره چوبی بود و بدنه درونی آنها با نمد پوشیده شده بود . از جمله این نمدها ، نمد سفید رنگی بود که بر آن نقش شیری ، با بدن انسان و نگاره مرغان گوناگون دیده می شد . بر کف تابوت نمد دولا و روی آن قالیچه پشمی گسترده بودند و بدن مرده روی قالیچه بود . در مقبره پنجم آثاری از صنعت بافندگی زمان هخامنشیان پیدا شد که از جمله دو فرش     از گونه قالیچه برای زین است ( فرش غاشیه ) است که اندازه یکی از آنها

 83 / 1×2 متر کلفتی 2 میلیمتر است با رنگ قرمز سیر ، آبی ، سبز ، رزد کمرنگ و نارنجی که به جز بخش کوچکی از آن بقیه سالم مانده است . در این قالیچه که کرک آن از پشت گره خورده و از سمت رو چیده و صاف شده است به نوشته رود نکو در هر دسیمتر مربع 3600 گره به کار رفته است . نقشه این فرش ، در وسط عبارت است از چند ردیف نگاره چهار برگی به شیوه گل و بوته آشوری و نقش حاشیه آن نیز ردیف است از جانوران افسانه أی بالدار و پس از آن سوارکاران ، وگوزنها ، براساس نوشته رودنکو ، نگاره اسبهای سوارکاران با آن گردن برگشته و پارچه أی که برسینه اسب است و گذاشتن قالیچه به جای زین ، از ریزه کاریهای نقش ، مانند شیوه گره زدن دم اسب را ، در تخت جمشید نیز می توان دید همچنان که نقش آنها که در کنار اسب راه می روند و جامه کوتاه و شلوار تنگ پوشیده اند نیز در آنجا به چشم می خورد . این فرش را بر اساس برآورد های رودنکو می توان متعلق به قرن چهارم یا پنجم پیش از میلاد دانست .

فرش دوم نیز قالیچه أی که چند تکه شده است و نقش آن چهارگوشه هایی است به رنگ قهوه أی روشن یا آبی با نقش چند زن هخامنشی در برابر آتشدان که نمونه آن در مهرهای عصر هخامنشی نیز دیده می شود . تاروپود این فرش از پشم و بافت آن دورو است . یعنی در هر سانتی متر مربع از یک سو 22 گره و از سوی دیگر 24 گره دارد و به این ترتیب نقش فرش از هر دو سو نمایان است . نمونه دیگر این هنر بافندگی دوره هخامنشی ، تکه هایی از یک فرش دیگر ایران است که در موزه           « ارمیتاژ »  Ermitage  تپروگراد نگهداری می شود .

این تکه ها پیش از حفاری پازیدیک ، بوسیله « هیات کوزلف » ( Kozlov ) از زیر یخبندان کوههای شمالی مغولستان واقع در« نویین اولا» (    nuinula ) در سیبری بدست آمده و تاریخ آن معادن آغاز تاریخ میلادی برآورد شده است . بافت آن محکم و از پشم کلفت و انبوه به رنگ آبی تیره است و به علت کوچک بودن تکه ها ، نقش کلی فرش را نمی توان مشخص کرد

دوره ساسانیان

از صنعت قالیبافی ایران در زمان ساسانیان ( 226 م - /31 . ه . ) یادگاری در دست نیست جز روایتهایی در نوشته های پراکنده . در سالنامه چینی    ( سوئی سو  Sui –Su ) ( مربوط به سالهای 590 617 م / سالهای5 32پیش از هجرت ) قالی از جمله فرآورده های ایران شمرده شده است .

در جنگ « هراکلیوس » (   Herakliyus ) امپراطور روم شرقی با خسرو پرویز در اوایل قرن هفتم میلادی ، از جمله اشیاء غارت شد از ایران از « قالیهای نرم » نیز یاد شده است و همچنین این روایت که بر « تخت طاق دیس » ( طاق کسری در تیسفون ) خسرو پرویز ، چهار قالی که نمودار هار فصل سال بود گسترده می شده است . مؤلف تاریخ طبری اسم این چهار قالی را « بهار خسرو » ذکر می کند . در وصف این قالی که آن را با قالی بهارستان یکی می دانند آمده است که نقشه آن مانند باغی بود در فصل بهار که با گلهای رنگارنگ و درختان پر برگ آذین شده بود و همچنین با نگاره حوض آب و جویهایی در وسط آن مرغابی نشسته بر کناره های جوی . زمینه قالی از نخهایی سیمین و زرین بافته شده بود و برگ درختان و گلهای آن از ابریشم روشن بود . این فرش که گفته می شود . گوهرنشان بوده است به نظر می رسد گلیم گونه باشد . چون اگر گره بافته بود با اندازه أی که برای آن روایت کرده اند ( 30 متر× 30 متر ) باید نزدیک 5/2 تن وزن داشته باشد .

از سوی دیگر چندین قطعه از پارچه های دوره ساسانی در کلیسا ها و موزه های اروپا و امریکا وجود دارد که نشانی پیشرفت صنعت بافندگی و رنگرزی در این زمان است . به نظر برخی از کارشناسان هنر ، این  پارچه ها ، ظریفترین بافته هایی است که تا آن زمان به وجودآمده بوده است .

فرش معروف این دوره ، فرش بهارستان است که گفته می شود برای خسرو انوشیروان بافته شد و تا زمان یزدگرد سوم در موارد خاصی در قصر مدائن از آن استفاده می شد . این فرش در بزرگی ابعاد                        ( به روایتی باندازه 450 و 90 قدم ) و به کارگیری نخهای عالی و ابریشم و زر و سیم و به نخ کشیدن انواع جواهر رنگارنگ در آن از قابلیت بافت هنرمندان آن عصر نشان دارد . در مورد فرش بهارستان افسانه هایی تا حد اغراق به وجود آمده است . در مورد سرنوشت آن نیز داستانهایی گفته شده است که بعضی از آنها خالی از غرض نیست . در روضه الصفا آمده است که « سعد » از فرماندهان اسلام بی آنکه دست تصرفی بدان فرش دراز کند آن را به مدینه فرستاد تا قطعه قطعه شود و بین مهاجرین و انصار تقسیم گردد .

پس از اسلام

پس از اسلام تا پیش از قرن نهم هجری نمونه أی از فرش به جا نمانده است . جز آن که در کتاب این جهانگرد و آن تاریخ نویس اشاره هایی به شهرت قالی ایران آمده است .

کمی پس از هجرت ، یک جهانگرد چینی به نام « هوانگ تسانگ » از مهارت ایرانیان در بافت قالی سخن گفته است . و دیگر اینکه « المستنصر » خلیفه عباسی قالی مصور به صور انسانی با کتیبه های پارسی داشته است .

( مسعودی مورخ اوایل قرن چهارم  ه . ق . ) در حدود العالم ( تالیف شده در سال 372 ه . ق . ) آمده است : « و از پارس بساطها و فرشها و زیلویها و گلیمهای با قیمت خیزد » . در همین کتاب از بافته های سیستان و بخارا و قالیچه های فارس نیز یاد شده است . « مقدسی » جهانگرد و جغرافیا دان عرب ( 336 380 / 375 ه . ق . ) نیز رواج صنعت قالی در خوزستان اشاره هایی دارد . براساس نوشته وی ، « قاینات » ( قهستان ) به بافت قالیچه های سجاده معروف بوده است . در تاریخ بیهقی ( 385 470 ه . ق . )   آمده است که از جمله هدایایی که « علی بن عیسی » از خراسان برای                  « هارون الرشید » فرستاده است « دویست خانه قالی بود » و                                 
 آنچه می باید از آمل و طبرستان حاصل شود
محضوری [  =بافته هایی مانند زیلو و قطیفه ] و قالی هزار دست » بود .

در معجم البلدان ( یاقوت حموی ، اوایل قره هفتم ه . ق . ) به ئقالی آذربایجان اشاره هایی دیده می شود . و خاقانی نیز آن گونه که در صفحات قبل مشاهده شد به قالی مرندی در شعر خود اشاره کرده است .    « ابن بطوطه »703 779 ه . ق . ) از قالی سبز فام حدود « مال میر »           ( ایذه در خوزستان ) یاد می کند . به نوشته ابن خلدون                               ( 703    806 / 808 ه . ق. ) صادرات طبرستان ، قالی و صادرات گیلان ، قالی سجاده بوده است . طبرستان افزون بر مالیات ، هر سال ششصد قالی نیز به دربار خلفای بغداد می فرستاده است .

 

دوره تیموریان

از نمونه فرشهای دوره « تیموریان » ( 771 911  ه . ق . ) نقشهایی است که از جمله در تصویرهای یکی از نسخه های خطی « خمسه جامی »           (817 898 ه . ق . ) متعلق به موزه کاخ گلستان و همچنین در برخی از کارهای مینیاتوری این زمان متعلق به قرن دهم هجری آمده است . با توجه به علاقمندی « شاهرخ » ( 779  - 850  ه . ق . ) چهارمین فرزند امیر تیمور گورکان ( 736 807  ه . ق . ) به کار هنر و هنرمندان شاید زمینه هایی برای پیشرفت صنعت فرش در آن زمان فراهم بوده است .

« جوزافا بابارو » (   Josa fa Barbara ) سفیر و نیز در دربار
« اوزون حسن » ( 873
882 ه . ق . ) موسس سلسله « آق قوینلو » در تبریز از قالیهای عالی کاخ این امیر سخن می گوید . در برخی از تابلوهای  « هانس هولبین » (   Hans  Hulbein  ) نقاش آلمانی آغاز قرن دهم هجری تصویرهایی از قالی ایران دیده می شود . از روی این تصاویر می توان دانست که بیشتر قالیهای پیش از قرن نهم هجری ، کوچک و نقشهای آن هندسی و یا نگاره هایی از جانوران و تقلید شده از طبیعت بوده است .

دوره صفویه

دوره شکفتگی صنعت فرش ایران ( و گسترش بازرگانی آن ) به قرنهای دهم و یازدهم هجری در زمان « صفویه » ( 907 1135 ه . ق . 9 مربوط می شود . با توجه هنرمندان و گسترش امکانات از یک سو و همکاری استادان تذهیب و پیشرفت صنعت رنگرزی از سوی دیگر باعث شد که قالیبافی در این زمان مقامی ویژه در زمینه هنر و صنعت پیدا کند همچنان که معماری و پارچه بافی . کارگاههای بزرگ برای بیشتر هنرها در اصفهان دایر شد و قالیهایی که امروزه به نام فرشهای نفیس ایران در موزه های عمومی و خصوصی جهان نگهداری می شود و نشانی از استادی ایرانیان در نقش و بافت دارد ، ثمره تلاش بافندگان ، طراحان و رنگرزان این دوره است .

شاه تهماسب که به روایتی خود نیز در کار طراحی فرش دست داشت هنرمندان و صنعتگران بزرگ ایران را در تبریز گرد آورد و برای پیشرفت کارشان به ایشان کمک کرد . در همین زمان است که تبریز به مرکز بزرگ هنر و صنعت ایران تبدیل می شود و فرش ایران به دوره طلایی خود      می رسد و از جمله ، به عنوان هدیه به پادشاهان و امیران کشورهای دیگر داده می شود . « نصرالدین محمد همایون » پادشاه هند که چندی به دربار شاه تهماسب پناهنده شده بود ، تحت تاثیر این صنعت ، در بازگشت عده أی از هنرمندان و بافندگان قالی را نیز با خود به هندوستان برد که بخشی از نتیجه کارایشان در هندوستان ، به صورت یازده تخته فرش در موزه آستان قدس رضوی نگهداری می شود . در همین زمان کارگاههای دولتی قالیبافی نیز در برخی از شهرستانها دایر شد . سفیر مجارستان در دربار شاه تهماسب در گزارش خود درباره اهدای فرش بوسیله این پادشاه به مسجد « صنعان » بزرگ در استانبول ( جامع سلیمانیه امروز )               می نویسدکه این قالیها را در همدان و در جزین بافتند .

در زمان شاه عباس ، شکفتگی هنر قالیبافی ایران بیشتر شد . هنرمندان تذهیب کار برای طراحی نقشها ، چه برای قالی ، و چه برای تزیینات معماری مانند کاشیکاری ، گچبری و آثار آجری نیز به کار پرداختند . کارهای این هنرمندان و همچنین هنرمندان خاتمکار مورد بهره برداری طراحان قالی قرار گرفت و طرحهای قالی نیز در نقشهای تذهیب بازتاب یافت . شاه عباس یک کارگاه دولتی در پایتخت جدید اصفهان دایر کرد که بر اساس نوشته های « تاورینه » (   Tavernier ، 1605 1689 م ) و     « شاردن » (  Chardin  1643 1713 م ) جهانگردان فرانسوی و                  « رابرت شرلی » (  R .Sherley 1518 ؟ - 1628 م ) جهانگرد انگلیسی و همچنین وقایع نویس دربار ، این کارگاه نزدیک کاخ سلطنتی و بین چهل ستون و میدان امام ( اصفهان ) قرار داشته است . در این کارگاه برای نیازهای دربار ، خانه های اشراف و صاحب منصبان بزرگ فرش             می بافته اند . به نوشته « کروزینسکی » (  Krusinski  ) کشیش لهستانی که از 1116 تا 1142 هجری در ایران می زیست این بافندگان فرشهایی نیز برای تجارت می بافته اند که به همراه سودگران دولتی برای فروش به اروپا و هندوستان فرستاده می شد تا بر ثروت خزانه شاهی افزوده شود .

گسترش پایتخت و ساختمانهای تازه از سوی دیگر نیاز به قالی را بیشتر کرد و فرشبافی ( همچنان پارچه بافی ) از رشته های مهم اقتصادی برای مردم شد . به دستور شاه عباس ، همچنین در استرا آباد ، شیروان ، قره باغ ، کاشان ، گیلان و مشهد نیز کارگاههایی دایر شد . به نوشته شاردن ، به دستور شاه عباس هر کانون بافت فرش می بایست فرش را به شیوه خود ببافد .

کرمان نیز در زمان صفویه از کانونهای قالیبافی بوده است و در زمان        « جلال الدین اکبر شاه » از سلسله تیموریان هند ( 949 1014 ه . ق . ) فرش کرمان به هندوستان نیز صادر می شده است . « اسکندر بیگ » ، منشی دربار شاه عباس اول نیز در کتاب خود « تاریخ عالم آرای عباسی »  از قالی این دیار یاد می کند و همچنین « آنتونی شرلی »                              (    A . Sherley ، 1565 ؟ - 1635 م ) برادر رابرت شرلی ، که سالها در دربار شاه عباس به سر برده است در کتاب خود از مهارت مردم کاشان در بافتن قالیهای ظریف و همچنین مخمل و اطلس و حریر گلدار سخن          می گوید .

« ریشارد هکلوت » (  Richard   Hakluyt ) ، جهانگرد انگلیسی که در قرن دهم هجری می زیسته است در کتاب خود به نام « جهانگردان » در نامه أی به یکی از بازرگانان هموطن خود می نویسد :

« در ایران فرشهایی از پشم زبر که در اطراف ، دارای رشته های نخی است خواهی دید . این فرشها بهترین انواع فرش عالم و رنگهای آن بهترین و زیباترین رنگهاست . تو باید به این کشور بروی و به انواع وسایل باید متوسل بشوی تا بتوانی از مردم آنها ، طرز رنگ کردن ( خامه ) قالی را یاد بگیری زیرا اینها به طوری رنگ شده که باران و سرکه و شراب در رنگشان تاثیر نمی کند و چون تو این علم را از آنها آموختی و به اسرار آن دست یافتی خواهی توانست در رنگ کردن قماش ، آن را به کار بری . و به دوام آن اطمینان داشته باشی . زیرا رنگی که در رشته های زبر ثابت باشد قطعاً در رشته های باریک منسوجات ثابت تر است . البته در ضمن باید از رنگهای مایع و وسایل رنگرزی و بهای آنها آگاه شوی .

 

فرشهای نفیس

فرشهایی که اینک در بعضی از مجموعه های شخصی و کلیساها و        موزه های جهان نگهداری می شود . مربوط به همین دوران شکفتگی صنعت فرشبافی یعنی سده های دهم و یازدهم است که « پرفسور پوپ »              (    A . U Pope)  شماره آنها را بیش از سه هزار تخته تخمین زده است . که چون به صورت سالم و چه به صورت تکه های فرسوده وجود دارند . بسیاری از این فرشها از نظر طرح ضعیف و از نظر بافت خراب هستند و تنها ارزش آنها در کهنگی آنهاست . در میان این فرشها ، دویست تخته آنها بوسیله کارشناسان به عنوان عالیترین نمونه فرش شناخته شده است . در بیشتر این فرشها نشانی از بافنده و محل بافت دیده نمی شود . این فرشها را اگر چه از نظر نقش و نگار و شیوه بافت و رنگ آمیزی می توان به گونه أی دسته بندی کرد ولی این ضابطه ها به معنی مرز دقیق نیست و اگر هم زمانی بود ، موجهای رکود و رونق این صنعت ، ایجاد مراکز تازه کار ، جابجایی بافندگان و پیروی از این نقش و آن نقش ممیز محلی ، این مرز را در هم شکسته است . توجه به نکته هایی در زمینه رنگ و نقش و بافت می تواند شناختی از ارزشهای کمی و کیفی فرش به دست بدهد و حتی برای شناخت نسبی هویت دقیق ، کاری بس دشوار و حتی غیر ممکن است . موزه هایی که برخی از این نمونه های عالی در آن نگهداری          می شوند عبارتند از :

موزه های « برلن »  ، « پنسیلوانیا » ، « پولدی پزولی »                              (    Poldi   Pezzoli  ) در شهر میلان ایتالیا ، « چیپور » (  Jaipur  ) در هندوستان ، « هنر و صنعت وین » در اتریش ، « متروپولیتن »                    (   Meteopolitan  ) در نیویورک ، « ویکتوریا و آلبرت » در لندن ، هنرهای تزیینی در پاریس  « کلیسای کراکووی » (  Cracouie ) در لهستان « موزه فیلا دلفیا ، « مجموعه های مک ایل هنی » ، و « لام » ، « موزه آستان قدس رضوی » ، « موزه ملی ایران » و موزه فرش ایران .

قاجاریه

دوره شکفتگی قالی که در زمان صفویه پیدا شد کوتاه بود . شورش افغان و انقراض سلسله صفویه و هرج و مرج که به دنبال آن پیدا شد ، اقتصاد ایران و در نتیجه صنعت قالیبافی آن را از هم پاشید . سرمایه و امنیت برای کار و رفاه عمومی برای تشویق قالیبافان از میان رفت . نه تنها در دوره نادر که آشوبهای زمانش فرصتی برای قالی نمی گذاشت بلکه در زمان « زندیه » نیز که آرامش در ایران برقرار شده بود قالیبافی رونقی نگرفت و نزدیک صد سال تا پایان جنگ ایران و روس چنین بود و از آن پس با پیدایش بهبود در کار کشاورزی و بازرگانی ، قالیبافی نیز رونق پیدا کرد . در آغاز پادشاهی « ناصرالدین شاه » ترکیه بازاری برای فروش قالی ایران به بازرگانان خارجی شد . و چون قالیهای کهنه همه در این بازار به فروش رفت ، بازرگانان تبریز برای تامین فرش این بازار ، همتی کردند و در اراک ، تبریز ، کرمان و مشهدکارگاههای قالیبافی دایر کردند و تاریخ جدیدی در قالیبافی ایران آغاز شد . تجارت فرش که تا چندی پیش از آن ، تنها برای رفع نیاز بازارهای داخل بافته می شد به عنوان یک کالای صادراتی و در رابطه با تقاضای بازار جهانی در نظر گرفته شد . شرکت انگلیسی « زیگلر » (   Ziegler ) در سلطان آباد ( اراک ) ، و پس از آن دیگر شرکتهای خارجی مانند شرکت امریکایی « قالی شرق » (   Eastern  Rug ) و شرکت عثمانی ایتالیایی « نیر کاستل » (  Near  Kastel  co ) در تبریز و کرمان ، شرکت انگلیسی یونان (  O . C . M ) معروف به            ( شرکت شرق ) در کرمان و برخی دیگر از کانونهای مهم بافندگی قالی ، شعبه هایی برای تهیه قالی و صدور آن بر پا کردند و در ظاهر برای تشویق صادرات فرش و در  واقع برای فروش هر چه بیشتر و به دست آوردن سود زیادتر قالیبافان را وادار به بافت فرشهای مناسب تقاضای بازارهای خارج کردند . با بحران اقتصادی پیش از جنگ جهانی دوم و محدودیت ورود قالی ایران به کشورهای غربی ، شعبه شرکتهای خارجی در ایران برچیده شد و آن رونق ظاهری بازار فرش از دست رفت . ورود رنگهای مصنوعی و ارزان قیمت به ایران و بهره گیری از آن به جای رنگهای طبیعی و همچنین رو آوردن به بافت تقلبی برای ارزان تمام شدن تولید فرش و در نتیجه فروش بیشتر آن بویژه در پایان جنگ جهانی دوم ، پیوند فرش ایران را با مایه های واقعی شهرت آن یعنی سنتهای رنگ ، نقش و بافت سست کرد . و تلاشهایی مانند تاسیس « مؤسسه قالی ایران » و « هنرستان عالی اصفهان » که تنها نگرش به یک سوی دشواریها بود و نه همه آنها نیز نتوانست گره گشا باشد و درنتیجه مشکل ، همچنان به جا ماند و صنعت قالیبافی ایران که در قرن نهم هجری به دوره جوانی و در قرنهای دهم و یازدهم به کمال رسیده بود در قرنهای دوازدهم و سیزدهم رو به ضعف گذاشت و از آن پس نیز نتوانست آن شکوه دوره درخشان خود را به دست آورد

 

وضع موجود

در دوران معاصر سازمانهای کثیری در زمینه فرش ایجاد شدند و وجود مؤسسات و ارگانهای دولتی از قبیل وزارت بازرگانی با داشتن واحدهائی از قبیل : شرکت سهامی فرش ایران ، مرکز توسعه صادرات ، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی ، سازمان نمایشگاههای بین المللی و کمیسیون نرخ گذاری ، وزارت جهاد سازندگی با زیر پوشش قرار دادن کلیه قالیبافان روستائی کشور و ایجاد شرکتهای تعاونی قالیبافی و کمیته های صنایع روستائی ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با داشتن موزه فرش ایران ، سازمان میراث فرهنگی و مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی ، وزارت صنایع با استقرار سازمان صنایع دستی ایران و مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران ، از مراکز دست اندرکار امور مربوط به فرش هستند .

مجامع حرفه أی و صنفی از قبیل اتحادیه صنف فرش فروشان ، اتحادیه صادرکنندگان فرش ایران ، اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران ، اتحادیه بازرگانان فرش دستباف در آلمان غربی ، مؤسسات اوقافی ، مذهبی و خیریه از قبیل کمیته امداد امام خمینی ، آستان قدس رضوی ، سازمان بهزیستی ، مؤسسات آموزشی و دانشگاهی از قبیل دانشکده هنر دانشگاه الزهراء و مجتمع هنر و شرکتهای عدیده ای که در زمینه پشم ، نخ ، ابریشم به کار اشتغال دارند نیز از این دسته هستند . صنعت فرش در دوران نیم قرن اخیر گواینکه شاهد گسترش و سرمایه گذاریهایی در نقاط محروم کشور بوده است ولی از سه عامل مهم که در خط مشی این صنعت مؤثرند رنجور بوده است :

الف وجود مراکز مختلف تصمیم گیری بوسیله سازمانهای مشروحه فوق

ب رقابت مکارانه و اقتباس از نقوش قالی ایران بوسیله کشورهای تولید کننده فرش دستباف .

پ تقلب در بافت و رنگ فرش که از نیم قرن پیش شروع شده و متاسفانه هنوز هم در برخی نقاط دیده می شود . بررسی نهادهای فرش به همراه آمارهای ذیربط که در کار این مجموعه در صفحات آتی می آید نمایانگر وضع موجود است .

دستمزد و مواد قالیبافی

قالیبافی طبیعتاً شغلی کارمزدی است ، متجاوز از نیمی از قیمت تمام شده قالی صرف دستمزد می شود ( چنانچه کیفیت فرش بالا باشد سهم دستمزد بیشتر از این خواهد بود ) قالیبافان در شمار پائین ترین طبقات درآمدی شاغلین کشور هستند . فشار بیکاری و فقر این گروه را به قبول کمترین مزد واداشته است . یادآوری این نکته ضروری است که بالا بودن سهم دستمزدها در کل هزینه تولید مخصوصاً در سالهای اخیر به معنی بالا بودن کلی دستمزدها در قالیبافی نیست . مؤسسات تولید کننده فرش از قبیل شرکت فرش و شرکتهای دیگر بیشتر به تکبافی پرداخته اند .

طبق طرحی که مدتی با جدیت دنبال شد . در شرکت فرش قالیبافان در سود قالیبافی شریک شدند . براساس طرح مذکور شرکت فرش مواد اولیه و ابزار بافت و نقشه و همچنین مبالغی به عنوان علی الحساب در اختیار بافندگان قرار می دهد و پس از آن قالی بافته شده را قیمت و شرکت معادل 12% قیمت آن ( 10% برای خدمات ارائه شده و 2% جهت رفاه حال قالیبافان در زمینه بهداشت و درمان ) را برداشت می کند و پس از کسر بهای مواد اولیه تحویلی و علی الحساب پرداختی بقیه را تا نرخ ارزیابی به قالیباف پرداخت می نماید .

دستمزد قالیبافی در ایران براساس مقاطعه کاری و یا کارمزدی معمول بوده است . قالیباف به تناسب رجهای فرش نرخ معینی را در مقابل مقدار فرش بافته شده که معیار آن ممکن است « قبال » ، « مقات » ، « رج » ،          « ذرع » ، « مربع » ، « متر مربع » باشد ( البته به نسبت محل ) مزد خود را دریافت می کند .

اجرتها در کار قالیبافی بسیار متفاوت و از منطقه أی به منطقه دیگر فرق می کند . به موجب گزارش جهادسازندگی دستمزد روزانه یک قالیباف در ترکمن صحرا روزانه بین 30 تا 40 تومان در  مقابل 16 ساعت کار         بوده است و به موجب گزارش مدیر تولید شرکت فرش ، اجرتها ، در سال 1360 در این شرکت به قرار زیر است .

 

نوع فرش                                   اجرت بابت یک متر مربع ( ریال )

30 رجی                                               35000  - 25000

35 رجی                                               45000  - 35000  

40 رجی                                              60000 - 45000

50 رجی                                              150000  - 80000

60 رجی                                               350000 - 250000

به موجب بررسی انجام یافته در سازمان صنایع دستی ایران در سال 1368 ، دستمزد یک نفر قالیباف براساس معیار قالی 30 رجی متر مربع 25000 ریال تا 40000 ریال بوده است . در سال مذکور قیمت تقریبی مواد و ابزار قالیبافی به قرار زیر تخمین زده شده است . ( تقریب به خاطر اینکه سطح قیمتها در کانونهای مختلف قالیبافی متفاوت است ) :

-                     خامه 6 دولا حدود کیلویی 600 تومان

-                      چله و پود ، حدود کیلویی 300 تومان .

-     نقشه چاپی در طرحهای مختلف از 300 تومان تا 1500 تومان                ( بسته به اندازه ) .

-     دار قالیبافی چوبی از 3000 تومان تا 12000 تومان ( بسته به اندازه ) .

-     دار قالیبافی دولتی از 1500 تومان تا 8000 تومان ( بسته به اندازه ) .

-       نخ ابریشم وارداتی دولتی کیلویی 400 ومان ، آزاد 800 تومان .

-                     نخ ابریشم داخلی کیلویی از 300 تا 600 تومان

-        پنبه کیلویی از 120 تومان تا 170 تومان دولتی و آزاد 400 تومان .

-                      رنگ کیلویی 200 تومان دولتی و آزاد 2500 تومان .

بی شبهه می توان گفت با آنکه دستمزد قالیبافان در ایران مانند بسیاری از اقلام دیگر در قیاس با سالهای 45 و 50 متجاوز از 10 برابر شده است ولی غافل از این نکته نباید شد که دستمزد این رشته از صنعت همواره از متوسط کل مزد و حقوق و مزایای پرداختی به کارکنان کارگاههای صنعتی کمتر بوده است .

قالیبافان و دار قالیبافی

آمار جامع و دقیقی از تعداد قالیبافان در دست نیست . همه آمارها و حدسیات مربوط به سالهای گذشته است . سرشماری سال 1345 ، از مجموع 430 هزار خانواده یک تا ده نفره أی که به صنعتی مشغول بودند حدود 250 هزار خانوار یعنی 58% آنها را مشغول به کار قالیبافی نشان    می دهد . آمار سال 1355 مرکز آمار ایران توزیع کارگاههای قالیبافی را بر حسب طبقات کارکن طبق ارقام خلاصه شده زیر ارائه می دهد :

- تعداد کارگاهها ( بدون کارکن )                            539

- تعداد کارگاهه ( از 1 تا 9 کارکن )                      122437

- تعداد کارگاهها ( از 10 کارکن بیشتر )                  998

طبق ارقام فوق اگر متوسط کارکنان کارگاههای 1 تا 9 نفر را 5 نفر و کارگاههای با 10 کارکن و بیشتر را 25 نفر حساب کنیم کل تعداد قالیبافان در سال 1355 بیش از 737 هزار نفر می شود .

طبق سرشماری جامعه روستائی در سال 1352 با فرض دو قالیباف برای هر دار ، تعداد قالیبافان روستائی به 1090578 نفر می رسد . آمار مربوط به کارگاههای بزرگ صنعتی سالهای 59 و 1360 متاسفانه آمار کارگاههای قالیبافی را نشان نمی دهد . کارشناسان ، تعداد افرادی را که از صنعت فرش و صنایع وابسته به آن ارتزاق می کنند تا 8 میلیون نفر تخمین       زده اند . در سمینارهائی که در سالهای گذشته برگزار شده است ، مسئولین مؤسسات مختلف بیشتر روی عدد 8 میلیون نفر تکیه کرده اند . آمار سرشماری جامعه روستائی سال 1352 تعداد دار قالیبافی را 545289 نشان می دهد . طبق برآورد سال 1360 جهاد سازندگی تعداد دار قالیبافی در روستاهای کشور حدود 806 هزار است . در سمینار صنایع روستائی که در تیر ماه 1370 برگزار شد معاون صنایع روستائی وزارت جهاد اظهار داشت : « در سراسر کشور 120 هزار کارگاه قالیبافی با 240 هزار قالیباف در قالب 80 تعاونی تحت پوشش جهاد سازندگی است . این وزارتخانه با تولید 600 هزار متر مربع فرش در سال بزرگترین تولید کننده             فرش است » 

در نمایشگاه بزرگ فرش که در خرداد ماه 1371 در تهران برگزار شد در محل جایگاه شرکت سهامی فرش ایران تابلویی نصب گردیده بود که آمار کلی قالیبافی در کل کشور را نشان می داد . این آمار که توسط واحد تحقیقات و آمار شرکت مذکور با همکاری جهادسازندگی تهیه شده است به قرار زیر است .

کل دارهای قالیبافی کشور                                          400/981 دستگاه

کل قالیبافان کشور                                                         000/1920 نفر

افراد شاغل در حرف جنبی این صنعت                                  000/450 نفر

تولید سالانه فرش دستباف                                     000/400/5 مترمربع

پشم شسته مورد مصرف در یک سال                                     25000 تن

نخ پنبه مورد مصرف در یک سال                                            15000 تن

ابریشم مورد مصرف در یک سال                                              800 تن

تعداد روستاهایی که به امر قالیبافی می پردازند .                  27108 روستا

 

 

بیمه

در سالهای اخیر وزارت کار با نظارتی که از طریق بازرسان خود معمول داشته قدمهای مؤثری در جهت بهبودی کارگاههای متمرکز قالیبافی برداشته است ولی چون مساله بهداشتی کردن کارگاههای متمرکز همچون اجرای قانون بیمه های اجتماعی برای قالیبافان عاملی برای افزایش هزینه تولید برای کارفرمایان است از این نظر برخی از کارفرمایان جهت کاهش هزینه تولید و افزایش سود دهی اکثراً به سفارشات تکبافی پرداخته اند و با بر پایی دار در خانه قالیباف ، از ایجاد کارگاههای متمرکز خوداری     کرده اند . اندیشه آنان این بوده است که قالیبافی در خانه قالیباف ، پرداخت بیمه های اجتماعی و رعایت حداقل سن و حداقل دستمزد را به دنبال ندارد .

در چند سال گذشته به خاطر حمایت از کارگاههای تولیدی کوچک و تشویق برقراری بیمه و تامین اجتماعی برای کارگران آن ، دولت پرداخت حق بیمه سهم کارفرما را برای حداکثر 5 نفر تقبل کرده است . بطوری که کارگاهی با 5 نفر کارگر از پرداخت حق بیمه سهم کارفرما معاف است . این قانون شامل کارگاههای قالیبافی نیز می شود .

کارگاههای قالیبافی از نظر رعایت بهداشت و اجرای مقررات کار نیازمند بررسی جدی هستند . کار در پشت دار قالی آن هم در کارگاههایی که بیشتر دخمه است تا محل مناسب کار ، فرساینده است و نیروی کار را زود از بین می برد . آماری از آذربایجان و کرمان گواینکه مربوط به سالهای گذشته است می تواند گواه این فرسایش نیروها باشد .

براساس برآورد سال 1348 از جمع کارگران قالیباف آذربایجان ، 92% کمتر از 35 سال ، 54% کمتر از 15 سال و 12% کمتر از 10 سال دارند . بیشتر کارگران ، زن هستند و از کودکان با وجود منع قانونی بهره گیری فراوان می شود . مردان به علت داشتن میدان وسیعتر برای پیدا کردن کار منظم و کم دردسر و درآمد بیشتر ، کمتر به کار قالیبافی جذب می شوند که در همین برآورد ، شمارشان بیش از 000/52 و شمار زنان بیش از 000/76  ذکر شده است . برآورد سال 1346 شماردارهای منطقه کرمان را 000/23 نشان می دهد که 000/11 آن در کانونهای شهری باف یعنی کرمان ، رفسنجان ، زرند و راور و . مستقر است و 000/12 دیگر در کانونهای روستایی باف یعنی : سیرجان ، بافت شهر بابک و از شمار 000/59 بافنده کرمان 000/32 نفر در کانونهای شهری باف و 000/27 نفر در کانونهای روستایی باف ( به صورت فصلی ) کار می کنند . 36% بافندگان نوع شهری و 28% نوع روستایی کمتر از 15 سال دارند . استادکاران 33 ، نویسندگان 21 و شاگردان و پرکن ها 46% بافندگان را تشکیل می دهند که بین استادکاران 62% بین 15 و 35 سال و بین نویسندگان 40% کمتر از 15

و 89% کمتر از 35 سال و بین شاگردان و پرکن ها 60% کمتر از 15 و 97% کمتر از 35 سال دارند و « رئیس شرکت فرش سعبه شهر کرمان              می گوید …… در مورد بیمه و از کارافتادگی کارگران فرش ، بایستی هر چه زودتر به وضع آنان رسیدگی شود . زیرا کارگران قالیباف به علت نشستن مستمر در روی داربست ، پس از مدتی کار دچار کجی استخوان ستون فقرات و عوارض مختلف از جمله از دست دادن بینایی می شوند و در بیشتر موارد به سن بازنشستگی نرسیده این پیش آمد ، روی می دهد » .   و « در حال حاضر برای شرکت فرش در حدود 400 نفر کار می کنند که 350 نفرشان بیمه و از مزایای آن برخوردارند . سازمان بیمه های اجتماعی می گوید : کارگرانی که در خانه فرش می بافند بیمه کردن آنها به خاطر این که شیفتی و منظم بر سر کارشان حاضر نمی شوند قانونی نیست اما به نظر ما این حق کارگران است که بیمه شوند ، چون بافنده در کنار انجام کارش در خانه به بچه اش و به امورات دیگر هم می رسد و احیاناً شبانه روز هم روی دار قالی کار می کند » .

بازار

« بازار داخلی تولید فرش با توجه به اتکای این کالا بر صادرات خارجی از سال 59 بشدت به سردی گرائیده و مشکلات جدی مالی ، زندگی صدها هزار نفر از تولید کنندگان فرش مخصوصاً بافندگان خرده پا را تهدید       می کند . یکی از علل اساسی کمبود صادرات فرش ایران ، بالا بودن هزینه تولید این کالای صادراتی است » . در مورد بالا بودن هزینه تولید ، به عنوان مثال « در حال حاضر قیمت هر کیلو قرمز دانه که در سه سال پیش 500 تومان بود به 500/3 تومان رسیده است » . و « نقشه فرشی که 500 تومان بود حالا به 3 هزارتومان می فروشند » . میزان فرش صادراتی 10/9 تولید کل فرش ایران تخمین زده شده است . زمانی 80% این فرشهای صادراتی به ترتیب در کشورهای آلمان ، آمریکا ، انگلستان ، سؤئیس ، کویت ، و لبنان جذب می شده است .

البته به عامل بالا بودن هزینه تولید فرش ایران دو عامل دیگر یعنی تولید فرش ماشینی در کشورهای غربی که بیشتر با طرح ایرانی و به قیمت ارزان فروخته می شود ، و مهمتر از آن ، رقابت دیگر کشورهای تولید کننده فرش از جمله هند ، ترکیه و پاکستان که محصول خود را به قیمت ارزان عرضه می کنند نیز باید افزوده شود ». سپس وزیر بازرگانی چنین گفت : صادرات فرش از 700/ 14 تن در سال 52 به حدود 000/6 تن در سال 56 و 57 تنزل پیدا کرده و از این رقم 6000 تن تا سال 61 به رقمی معادل یک هزار تن تنزل پیدا کرده است » شک نیست که تاکنون تلاشهایی شده و می شود تا از کاهش صادرات فرش جلوگیری به عمل آید ولی نباید فراموش کرد که در عرصه رقابتها ، آن عامل بزرگ تهدید کننده فرش ایران  ندیده گرفتن هویت فرش ایران ( در سه زمینه : نقش ، رنگ ، بافت ) از سوی دست اندرکاران است . برای گسترش بازارهای داخل و خارج و افزایش هر چه بیشتر فروش قالی ، گر چه دوام فرش و قدرت خرید مردم نیز باید در نظر گرفته شود ولی تولید فرش به عنوان یک کار هنری نباید فراموش شود . یعنی سنتی که فرش ایران را در بازارهای جهان یکه کرده است . در گذشته ، گاهی برای فروش بیشتر فرش ، طرحهایی را با نقشهایی یگانه با سنت نقش پردازی قالی ایران و رنگهایی سست و ناهماهنگ به وجود می آوردند که از سوی کشورهای خارجی و به ویژه امریکا سفارش بازار خارجی و ندیده گرفتن ویژگیهای طرح و رنگ و بافت فرش ایران گر چه ممکن است اینجا و آنجا رونقی البته موقت به فروش فرش ایران بدهد  ولی به یکه بودن فرش ایران ضربه خواهد زد . سنت آن را در هم خواهد شکست و آن را به انحطاط خواهد کشانید . نکته دیگر اینکه هر گونه کوشش برای افزایش کیفیت قالی و در نتیجه تامین بازار برای فروش بیشتر آن ، از رسیدگی به وضع بافندگان قالی ، نمی تواند جدا باشد .

 

اهمیت فرش ایران

بی شبهه این سخن گزافه نیست که هیچ برنامه أی بدون تحقیق و بررسی دقیق و توجه به « اهمیت » آن نمی تواند پایه أی استوار یابد و مراحل پیش بینی شده را در زمانهای مقدر بپیماید . درک اهمیت هر پدیده أی در زندگی انسان اولین قدم در حصول نتیجه و دسترسی به آن است . فرش در زندگی روزمره ما ایرانیها عجین شده و با ما به سر می برد . به قدری به ما نزدیک است که گوئی پاره أی از تن ماست به این دلیل کمتر به فکر اهمیت و اثر بخشی آن هستیم و از این همزاد خود غافلیم .

تاملی و درنگی در این زمینه خالی از فایده نیست :

1-  فرش ایران که افتخار ملتی را برصفحه روزگار حک کرده است محصول سر پنجه های خلاق مردمانی است که از قدیم الایام فرآورده خود را به عنوان یکی از منابع مهم درآمدهای ارزی کشور به خزانه مملکت واریز نموده اند . به کمک این کالا بخشی از کسری موزانه پرداخت های بازرگانی جبران می شود . در میان صادرات غیر نفتی کمتر کالائی را می توان یافت که چون فرش دستباف ارز نصیب کشور نماید و یا مانند این کالا به دلیل کیفیتش از رقابت نسبی و گاه مطلق در بازارهای جهان برخوردار باشد . تنها در سال 1366 رقمی حدود 500 میلیون دلار از طریق صدور فرش ، ارز عاید کشور شده است . در سال 1370 بیش از 43 درصد کل صادرات غیر نفتی کشور را فرش به خود اختصاص داده است .

2-   نیروی انسانی در صنعت فرش تنها عامل تولید نیست بلکه سرمایه بالقوه است که هر قدر برای آن سرمایه گذاری بیشتری انجام گیرد موجد و مولد ارزش های بالفعل بیشتری خواهد بود . بی شبهه افزایش درآمد ملی کشور رابطه مستقیم با افزایش تولید و بهره برداری مطلوب از ظرفیت های فعلی انسانی و مادی و بهبودی مناسبات امور تولیدی دارد . نگاهی به بررسیهای که در عرض چند ساله اخیر در زمینه اشتغال در کشور شده است موید آن است که بیکاری و عدم بازدهی توان های نیروی انسانی از جمله هشدار دهنده ترین ویژگیهای جمعیت و اشتغال کشور است . ایجاد امکانات اشتغال مولد برای بیکاران از طریق توسعه سرمایه گذاریهای تولیدی و انتخاب تکنولوژی مناسب و نیز توانمند ساختن کارکنان برای احراز مشاغل مولد و مؤثر باید از جمله محورهای اساسی برنامه ریزی و سیاستگذاری کشور باشد .

براساس بررسیهای انجام شده در ایران حدود 330 هزار نفر سالانه جوینده کار وارد بازار کار می شوند و با توجه به روند نرخ رشد جمعیت پیش بینی می شود که در سال 1386 جمعیت کشور به حدود 100 میلیون نفر افزایش یابد و حجم نیروی کار به 24 میلیون نفر برسد . بر این اساس برای اینکه کشور به اشتغال تام برسد لازم است در فاصله سالهای67 - 1368 معادل تمام ظرفیت شغلی فعلی کشور ( 5/11 میلیون ) شغل      فعالیت های اقتصادی 18 سال آتی تکوین پذیرد . به موجب این بررسی مشخص شده است که « در ایران سالانه حدود 600 هزار شغل جدید که حداقل به حدود 200 میلیارد تومان سرمایه گذاری احتیاج دارد آماده ورود به بازار کار است » این آمار حداقلی است که در سمینار جمعیت و توسعه که در تاریخ 19/6/67 از طرف سازمان برنامه در مشهد برگزار شد توصیه شده است . حال چنانچه مبلغ حداقل 250 هزار تومان بخواهیم برای هر فرد سرمایه گذاری کنیم و آمار اشتغال در صنعت فرش را هم 6 میلیون نفر بدانیم خواهیم دید جهت اشتغال مولد 10% از کل جمعیت کشور که صنایع قالیبافی و حرف وابسته به آن را تشکیل می دهد چه سرمایه گذاری عظیمی براه افتاده است . با توضیح اینکه سهم نیاز ارزی در این سرمایه گذاری نیز بسیار ناچیز می باشد و از طرفی کالای تولید شده در این رشته صددرصد قابل تبدیل به ارز می باشد .

در زمینه اشتغال توجه به مطلب دیگری هم حائز اهمیت است ، به موجب گزارشی که در تاریخ دیماه 1364 از طرف سازمان برنامه و بودجه انتشار یافت مشخص می سازد که : « جمعیت فعال کشور فقط در حدود 6/28 درصد از کل جمعیت در سال 1363 را تشکیل می دهد و کل نیروی کار با توده جامعه در این سال در حدود 3/12 میلیون نفر است . لذا بار تکفل از این نظر به حدود 8/3 درصد بالغ می گردد . به عبارت دیگر حتی اگر تمامی جمعیت فعال کشور نیز به کار تولیدی اشتغال داشته باشند باز هم هر فرد شاغل جامعه باید قادر به تامین زندگی 8/3 نفر باشد . از نظر اشتغال جمعیت فعال کشور باید توجه داشت که در حال حاضر ایران با دو پدیده مخرب عمده بیکاری و کم کاری یا اشتغال ناقص در زمینه اشتغال مواجه است که جمعیت جوان و بویژه جمعیت 20 تا 30 ساله بیشتر گرفتار مشکل نخست یعنی اشتغال ناقص بیشتر در بخشهای خدماتی به چشم              می خورد » بنابر این بیکاری چه به صورت آشکار و چه پنهانی به معنای هدر رفتن امکانات بالقوه تولید و رشد بیشتر است و یکی از هدفهای اساسی برنامه های اقتصادی از بین بردن بیکاری در هر دو شکل می باشد  از این نظر وجود فعالیت قالیبافی در کشور خصوصاً در روستاها از نظر بالا رفتن سطح اشتغال که مآلاً باعث افزایش درآمد و مصرف گردیده و رفاه اجتماعی را به دنبال خواهد داشت باید مورد نظر باشد .

3 قالیبافی بیشتر یک صنعت روستائی است . در خدمت کشاورزی و احتیاجات روستا است . درآمد روستائیان را افزایش می دهد ، حجم تولید را گسترش می دهد ، اوقات فراغت و بیکاری را پر می ماید و به تولید ناخالص ملی می افزاید و نهایتاً باعث جلوگیری معقول از مهاجرت نیروی فعال روستا به حاشیه شهرها می شود .

مهاجرت روستائیان هم نتیجه و هم علت یک سری تغییرات اقتصادی اجتماعی است . زیرا به محض اینکه اوضاع و احوال اقتصادی اجتماعی تغییر می کند فرصت و کشش برای روستائیان نیز کم و زیاد می شود . ساکنان یک ناحیه وقتی پی می برند که ناحیه دیگری می تواند وسایل و راههای زندگی بهتری به آنان بدهد در این موقع است که تصمیم به مهاجرت می گیرند . در جریان مهاجرت همیشه دو نیرو در کار است که    می توان از آنها به عنوان نیروی « دافعه » و « جاذبه » یاد کرد . دلایل مهاجرت روستائیان ، پائین بودن درآمد آنان ، نبود کار برای نیروی انسانی مازاد و عدم توسعه رفاهی مناسب در روستاها است . برای جلوگیری از این پدیده باید درآمد روستائیان به عنوان یکی از مهمترین عوامل ، افزایش یابد و برای این امر برنامه ریزی لازم برای ایجاد اشتغال نیروی انسانی بالقوه و بالفعل باید انجام گیرد . قالیبافی بهترین حرفه جهت استقرار در روستا است به شرط آنکه امکانات رفاهی توسط خدمات دولتی به این مناطق داده شود تا روستائی انگیزه ماندن در روستا را داشته باشد .

3-   و بالاخره هنر فرشبافی ، آئینه تمام نمائی از هنر و تمدن اسلامی و ایرانی است . میراث گرانقدری است که از دیرباز به جا مانده و در شناسنامه این ملت مهر تائید خورده است . پاسداری از این فرهنگ و هنر ملی با هوشیاری و اشتیاق باید توام باشد .

 

مشکلات صنعت فرش ایران

صنعت فرش ایران بیمار است و چنانچه این بیماری را علاج نکنیم روزی نه چندان دور ، از هم خواهد پاشید ، اگر آنچه محققین و کارشناسان این صنعت گفته و نوشته اند کنار بگذاریم توجه به مشکلات این صنعت از زبان مسئولان سازمانهای مختلف دولتی و بخش خصوصی که به نحوی در کار تولید و فروش فرش دخالت دارند شنیدنی و قابل تامل است . سمینار « بررسی مسائل تولید و صادرات فرش دستباف » که در تاریخ 20 خرداد ماه 1369 در مشهد از طرف وزارت بازرگانی ترتیب یافت مشکلات این صنعت را به قرار زیر خلاصه می کند :

الف مشکلات تامین مواد اولیه :

1-  پشم : با توجه به اینکه توسعه صنایع نساجی و عدم رشد متناسب دامداری با این صنعت ، پشم تولید داخلی که در گذشته بیشتر برای تولید فرش بکار گرفته می شد عمدتاً برای سایر مصارف استفاده      می شود نتیجتاً برای بافت فرش از پشمهای نامرغوب وارداتی یا پشمهای دباغی شده استفاده می گردد که اثرات سوئی در تولید فرش گذاشته است .

2-   پنبه : در حال حاضر کمبود پنبه یکی از مشکلات تولید فرش می باشد .

3-   ابریشم : ورود بی رویه و قاچاق ابریشم وکم توجهی به صنعت پرورش ابریشم .

4-   رنگ و مواد رنگی : طبیعی بودن مواد رنگرزی که زمانی برای فرش کشور مایه افتخار و مباهات بود جای خود رابه مواد شیمیائی کم ثبات داده است و تهیه همین مواد نیز دستخوش نوسانات شدید می باشد قرمزدانه و کمتر بدست می آید و مشکلات رنگرزیهای سنتی ما به جایگزین شدن روشهای غلط رنگرزی و پدید آمدن رنگهای غیر اصیل گردیده که خود از اهم مشکلات تولید فرش است .

5-   طرح و نقشه : عدم حمایت از طراحان قدیمی و عدم اقدام به موقع در تجدید نظر در طرحهای سنتی .

6-              مواد اولیه جنبی : ، دارقالی ، ابزارکار و ..

7-   نبود تشکیلات واحد و متمرکز بمنظور برنامه ریزی لازم جهت تامین و تولید و واردات مواد اولیه مورد نیاز و بعضاً رقابت منفی و ناسالم تشکیلات دولتی و خصوصی در این زمینه و عدم وجود کنترل کافی .

ب مشکلات تولید و بافت :

1-  افزایش دستمزد ناشی از افزایش تورم که مآلاً موجب گرانی فرش شده است . اگر چه دستمزد قالیبافان در مقایسه با سایر مشاغل پایین        می باشد .

2-              ترویج روشهای غلط بافی ( جفتی بافی ، بافت بی گره و )

3-   مکفی نبودن دخالتهای سیستماتیک در هدایت صحیح تولید فرش به منظور اصلاح روشهای تامین مواد اولیه و تولید .

4-   نبودن تشکیلات مسئول جهت آموزش و تربیت افراد متخصص و ارتقاء کمی و کیفی تخصص دست اندرکاران تولید فرش ( طرح نقشه ، رنگرز ، بافنده ، رفوگر و )

5-   بی اطلاعی تولید کنندگان از نیازهای داخلی و خارجی و ضعیف بودن تبلیغات رسمی و دولتی در این زمینه .

6-   فعال بودن واسطه های متعدد در امر توزیع مواد اولیه و تولید و فروش .

7-   عدم حمایت از قشر قالیباف و نداشتن آینده روشن بیمه و بازنشستگی و .

8-   مشخص نبودن رابطه قانونی بین کارگر و کارفرما و مشکلات بافت استادکاری .

9-              نبودن سیستم حمایتی از قالیبافان .

10- عدم امکان استفاده قالیبافان از امکانات بیمه و خدمات درمانی .

 

 

پ مشکلات فروش داخلی و خارجی .

1-            داخلی

1-1     گرانی قیمت که متاثر از تورم  - تعدد واسطه ها فعالیت مخرب قاچاقچیان فرش و گرانی مواد اولیه و دستمزد می باشد .

(توضیح اینکه با توجه به اختلاف شدید قیمت ارز دولتی با ارز آزاد از آنجا که قاچاقچیان فرش تعهد ارزی ندارند قیمتهای داخلی تاثیری در درآمد آنها نداشته ، نتیجتاً فرش را در داخل گران می خرند و در خارج ارزان      می فروشند .

2-1 - تولید بی رویه فرش ماشینی .

3-1-     ورود سرمایه های سرگردان و فعالیت مخرب سرمایه داران غیر متخصص در صنعت فرش .

4-1- کم اطلاعی و ناآگاهی برخی از دستگاههای ذیربط تصمیم گیرنده .

5-1- پایین آمدن کیفیت فرشهای تولیدی .

6-1- عدم تبلیغات صحیح در شناسائی و معرفی فرش ایران و متقابلاً فروش فرشهای بافته شده نامرغوب سایر کشورهای بنام فرش ایرانی .

7-1- عدم اطلاع از سلیقه خریداران خارجی و کم تحرکی در ایجاد تغییرات مناسب در طرح و رنگ و اندازه فرشهای صادراتی .

2-             خارجی :

1-2- قاچاق فرشهای نفیس و ارزان آن در بازارهای جهانی توسط قاچاقچیان .

2-2- وجود رقبای متعدد از قبیل هند ، چین ، پاکستان و .

3-2-     تغییر معیارهای قیمت گذاری و عدم اطمینان خریداران از ثبات قیمتها .

4-2- بالا بودن پیمان ارزی و مشکلات قیمت گذاری و ارزیابی در این زمینه.

5-2- ثابت نبودن نرخ ارز آزاد و تاثیر آن در بازارهای جهانی و نوسانات قیمتهای بین المللی

6-2- عدم تحریک صادرکنندگان در ایجاد بازارهای جدید و محدود شدن در چند بازار دنیا .

7-2- عرضه فرش توسط نهادها و ارگانها و استفاده از امتیازات خاص توسط آنها از ارز مکتسبه در تولید کالا یا واردات .

8-2- تعداد ایستگاههای صادراتی .

9-2- نبود سیستم حمل و نقل مطمئن بین المللی در سطح کشور .

10-2- انحصاری بودن گمرکات صدور فرش .

11-2- ضعف تبلیغاتی و بازاریابی .

12-2- مشکلات خروج از کشور صادرکننده .

13-2- عدم برنامه ریزی برای صادرات فرش در جهت حفظ بازار فرشهای ایرانی .

14-2- مشکلات قوانین و مقررات .

 

سازمانهای موازی در تشکیلات صنعت فرش

امروزه ، با توجه به تغییرات زیربنائی و عمیقی که در کشور به وجود آمده است گسترش این صنعت در قالبهای تشکیلاتی موجود ابعاد مختلفی پیدا کرده است که کار نظریه پردازی و ضابطه سازی را در برنامه ریزی و مدیریت امور صنایع فرشبافی در سطح کلان اقتصاد جامعه دشوار و از طرفی برای رفع مشکلات سازمانهای موازی در این صنعت تغییراتی را در ساختار تشکیلاتی آن توجیه پذیر می سازد . مناسب است قبلاً تعریفی از    « تشکیلات » و « سازمانهای موازی » به عمل آید تا بعداً به ساختار این صنعت از بعد تشکیلاتی پرداخته شود .

« تشکیلات به عنوان یکی از اجزاء متشکله نظام اداری عبارت است از : قالبی برای تنظیم روابط عناصر تشکیل دهنده نظام اداری در جهت نیل به هدفهای آن . به دیگر سخن تشکیلات عبارت از چهارچوبی است که تعدادی از افراد با استفاده از امکانات مادی و ابزارهای مورد نیاز براساس     برنامه أی مشخص برای دستیابی به هدفهای معین فعالیت می نمایند . از این رو ، تشکیلات ابزاری است که در اختیار مدیریت قرار دارد تا او بتواند وظایف مشخص خود را که عبارت از برنامه ریزی ، سازماندهی ، هماهنگی  نظارت و کنترل است با استفاده از آن و به کمک عوامل و ابزارهای دیگری به انجام رساند . بدیهی است هر چه تشکیلات ، منطقی و مناسبتر طراحی شود مدیریت بهتر خواهد توانست وظایف محوله را جهت نیل به اهداف تعیین شده به انجام رساند . به عبارت دیگر تشکیلات به عنوان بستری که مدیریت بر روی آن جهت دستیابی به اهداف و آرمانهای مشخص حرکت می کند نقش با اهمیتی در مجموعه نظام اداری و اقتصادی دارد . »

بدین سان اگر بخواهیم برای « سازمانهای موازی » تعریف بدست دهیم ، بطور خیلی کلی می توانیم اشاره کنیم که : « سازمانهای موازی عبارت است از وجود دو یا چند مؤسسه که وظایف معینی را جهت نیل به هدف واحدی به موازات همدنبال می کنند » مثلاً اگر قرار باشد وظیفه « اخذ مالیات » توسط دو سازمان انجام پذیرد در اصطلاح تشکیلاتی به این دو مؤسسه « سازمان موازی » اطلاق می شود و قس علی ذالک .

نگاهی شتابگر به تشکیلات صنعت فرش در ایران مؤید این است که سازمانهای عدیده ای در کار تولید و فروش آن دخالت مستقیم دارند که چنانچه وظایف فرعی و جنبی آن را هم بخواهیم به حساب آوریم شمار این سازمانها افزون می شود . در این زمینه از همه مهمتر ابهام در برنامه ریزی و کنترل این صنعت مشهود است . که معلوم نیست وظیفه برنامه ریزی و نظارت برکمیت و کیفیت این کالا با کیست ؟ و در نهایت کدام مؤسسه در اداره آن در سطح کلان مسؤول است .

مناسب است مؤسسات دست اندرکار فرش را یک بار مرور کنیم :

 

الف در زمینه تولید و بازرگانی

شرکت سهامی رش ایران

قدیمترین و مجهزترین واحد دولتی تولید فرش در ایران است . بیش از چهل شعبه تولید دارد و مجهز به یک کارخانه تامین مواد اولیه در کرج است . این شرکت وابسته به وزارت بازرگانی است . هدف این شرکت :  

« ترویج صنعت فرشبافی و بازرگانی آن در داخل و خارج از کشور است »

 

سازمان صنایع دستی ایران

این سازمان که در سال 1343 تاسیس گردید به کار تولید ، خرید ، بازاریابی ، فروش و صادرات صنایع دستی می پردازد و در سراسر کشور دارای تشکیلات منطقه أی است سازمان مذکور که وابسته به وزارت صنایع است از سال 1361 به موجب طرح بازسازی و نوسازی مناطق امور جنگ زده کار قالیبافی را آغاز کرده است .

وزارت جهادسازندگی

بیشترین تولید فرش در حال حاضر متعلق به وزارت جهاد سازندگی است که کلیه فعالیت خود را در روستاها متمرکز کرده است . امور فرشبافی در این وزارتخانه زیر نظر حوزه معاونت صنایع روستایی است .

 

شرکتهای تعاونی فرش دستباف

در تاریخ 13/9/1364 به موجب مجوز هیات دولت مسئولیت تشکیل ، هدایت و نظارت بر شرکتهای تعاونی فرش دستباف به وزارت جهادسازندگی محول شد . تا به حال بیش از 82 تعاونی مستقل تحت نظر جهاد در زمینه فرش دستباف تشکیل گردده است .

 

اتحادیه بازرگانی شرکتهای تعونی تولید کنندگان فرش دستی ایران

این اتحادیه در تاریخ 3/4/1366 با گردهم آئی 12 شرکت تعاونی تولید کننده فرش دستباف تحت پوشش وزارت جهادسازندگی تاسیس گردید .

فعالیت این اتحادیه عبارت است از :

-    تامین و توزیع مواد اولیه و ابراز کار بین تعاونیهای عضو .

-                      خرید تولیدات تعاونیها .

-                      ارائه خدمات فنی جهت ارتقا کیفیت تولیدات .

 

شرکت تهیه و تولید فرش آستان قدس رضوی

این شرکت در سال 1360 در روستای « کنه بیت » نزدیک مشهد وابسته به آستان قدس رضوی تاسیس گردید . هدف از تشکیل این شرکت ، تولید فرش دستباف برای اماکن متبرکه حرم مطهر حضرت رضا (ع) است .

 

سازمان بهزیستی کشور از ادغام چند مؤسسه امور رفاهی وخیریه أی در سال 1358 به وجود آمد . این سازمان برای خانواده های نیازمند زیر پوشش خود ، دارهای قالیبافی تهیه کرده است که پس از آموزشهای لازم این افراد بکار قالیبافی می پردازند . کار قالیبافی در این سازمان زیر نظر امور حمایتی سازمان قرار دارد .

 

ب تولید کنندگان مواد اولیه قالیبافی

شرکت تعاونی کارخانجات پشم ریسی ایران

این شرکت در سال 1366 تحت نظارت سازمان مرکزی تعاون کشور تاسیس گردید .

هدف این شرکت عبارت است از :

بهبود مواد اولیه ، کنترل کیفیت و انجام خدمات لازم به کارخانجات پشم ریسی است . این شرکت در سراسر کشور حدود 120 واحد ریسندگی تحت پوشش دارد و خامه و نخ قالی را از طریق شرکتهای تحت پوشش تولید می کند .

شرکت سهامی پرورش کرم ابریشم ایران

این شرکت در سال 1358 از ادغام شرکت پیله ور وابسته به سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران و شرکت ابریشم گیلان وابسته به بانک توسعه صنعتی و معدنی و بانک کشاورزی  تشکیل گردید و در حال حاضر وابسته به وزارت کشاورزی است .

این شرکت بزرگترین و تنها شرکتی است که کلیه فعالیتهای مربوط به      « نوغانداری » را در سراسر کشور تحت کنترل دارد و ابریشم مصرفی در فرش را تولید می کند .

سندیکای صنایع نساجی پنبه أی و الیاف مصنوعی ایران

نخ پنبه أی یکی از مواد اولیه قالیبافی است که در تارکشی فرش مورد استفاده قرار می کیرد . سندیکای صنایع نساجی پنبه أی در سال 1349 متشکل از حدود 200 کارخانه نساجی که در سطح کشور فعالیت می کنند تشکیل گردید .

کارگاه قالیشویی :

فرش وقتی بافته می شود رفع عیب های فرش ، نارضایتی از رنگ فرشهای ایرانی ، رنگها را عوض می کنند فقط برای اینکه کشورهای خارجی فرشهایی را می پسندند که سبک قدیمی و کهنه داشته باشد .

فرش را برای صادرات به قالیشویی می آورند .

برای پرداخت ( قیچی زدن ) ابتدا فرش را می شویند تا فرش نرم شود و بعد با شانه های مخصوص شانه می زنند سپس برای پرداخت آماده است.

برای پرداخت ابتدا فرش را آبشور می کنند ( آب و تاید ) و بعد به قسمت پرداخت ، دستگاه پرداخت ( فرش را نازک می کند ) و بعد دوباره فرش را شستشو می دهند .

فرشهای سبک قدیمی را معمولاً کهنه شور و به عنوان فرش قدیمی وکهنه به خارجی ها می فروشند و فرشهای خانگی را آبشور می کنند ، موادی که برای شستن فرشها استفاده می کنند عبارتند از : کلر ، هیدروسولفید ، سود سوزآور ، شامپوی مخصوص فرش و تاید ، که این مواد هم به فرش جلا و زیبایی می دهند و هم از عمر فرش کم می کنند . البته شایان به ذکر است که این مواد باید به اندازه معین استفاده شود در غیر این صورت فرش را کاملاً از بین می برند . در بین این موارد می توان گفت که از اسید اسیتیک و اسید سولفوریک هم استفاده می شود .

برای اینکه پشت فرش کلکهایش از بین برود با دستگاهی پشت فرش را کز می دهند .

از فواید کلر می توان گفت که فرش را براق می کند . فرش با کلر و سود سوزآور براق وصیقل می دهند و این نوع فرشها بر اثر پا خوردن از بین می رود ، رنگهای فرش کم رنگ می شود و فرش زرد رنگ می شود .

مراحل شستشوی فرش به این صورت است که : اول پشت فرش را کز      می دهند و بعد آبشور می کنند با مواد شیمیایی و با فشار آب زیاد         می شویند و دستگاه شلاق زن تعداد زیادی تسمه وصل شده و می چرخد و لاستیکها می خورند روی تسمه وقتی که دستگاه می خورد روی فرش  تاب خامه را باز می کند وسطح فرش را حالت مخملی می کند و بعد دوباره یکبار موگیری می کنند به این صورت که دستگاه را آرام بر روی آن        می گذارن تا پرزهای روی فرش گرفته شود و بعد به قسمت دارکشی       می برند و فرش اگر در موقع بافت به هر علتی کج شده باشد در این قسمت صافش می کنند.

دستگاه دارکشی :  این دستگاه دارای میخهای است و آن میخها باعث          می شود که کجی فرش گرفته شود و سپس چسب سلیکا را با آب مخلوط می کنند و پشت فرش می مالند تا به صورت آهار در آید تا این کشیدگی ها ثابت باقی بماند . بعد از این مرحله فرش را به سرویس می برند تا ریشه های فرش را مرتب کنند . بعد از اینکه فرش خشک شد و کاملاً درست شد   ( صاف شد ) دو سر فرش را می گیرند و تکان می دهند و جارو می زنند و خاک فرش را به صورت می گیرند .

 

فصل دوم

قسمت هلاجی پشم :

-       این دستگاه خارجی است یا ایرانی ؟ خارجی و مال سال 1344 می باشد .

در این قسمت ابتدا فرش را سورت می کنند ( یعنی طبقه بندی می کنند ) در ایران پشمها را از روی رنگشان طبقه بندی می کنند .

پشم در قسمت هلاجی زده می شود و کاملاً همه از هم باز می شود و مواد زائد شان گرفته می شود . با یک نوع مایع صابون و آب در حوزچه اول که دمای آب 90 درجه می باشد ( گرمایش ) . پشم با چنگکهایی زیرو رو       می شوند بعد می آید به قسمت قلتک وحالا پشم شسته شده و به حوزچه دوم می آید ، حالا دمای آب 70 درجه و مایع صابون نصف می شود و دوباره قلتک آب را گرفته و به حوزچه سوم می آید در اینجا مایع صابون کم و آب 40 درجه گرما دارد . هر چه به حوزچه پنجم نزدیکتر می شویم می بینیم که دمای آب کاهش می یابد . دوباره به قلتک می رسد و به حوزچه چهارم که دیگر مایع صابون وجود ندارد و دما همان 40 درجه است و باز هم به قلتک می رسیم و در حوزچه پنجم دمای آب 40 درجه ( دیگر دمای آب در سه حوزچه آخر همان 40 درجه می ماند ) و مایع صابون دیگر اصلاً وجود ندارد.

بعد از این مراحل به مرحله خشک کردن می رسیم .پشمها به قسمت خشک کن می روند از زیر این دستگاه باد گرم به پشم می خورد و پشم خشک    می شود . ( درجه گرمی باد 90 می باشد ) ، در قسمت دوم خشک کردن دمای باد کمتر شده و باد سرد می زند .

دستگاه پرس : به دستگاه پرس که می رسیم پشمها را پرس می کند ، برای اینکه حجم آن کم شود و محل آن راحت باشد .( دستگاه پرس یا عدل بندی )

فصل سوم

رنگرزی :

رنگرزی به دو صورت است : رنگرزی سنتی و رنگرزی طبیعی ، در این قسمت بیشتر خامه رنگ می شود .

رنگرزی شیمیایی یا مدرن : استفاده از رنگهای شیمیایی تولید ، قیمت ، یک دستی رنگ می باشد که از ویژگیهای این نوع رنگرزی است . در رنگرزی گیاهی حجم مواد زیاد است ، سرعت به 24 ساعت می رسد پس زمان زیادی مصرف می کند و همچنین سرعت کار پائین است .

به خاطر شرایط محیطی و انسانی همه خصوصیات در رنگرزی با یکدیگر تفاوت دارد .

خصوصیات رنگرزی شیمیایی به این صورت است که : رنج رنگها زیاد است و خصوصیات سنتی به این صورت است که : ثبات رنگ بالا ، شکل زیبا به رنگ می دهد . در این کارخانه از رنگرزی سنتی ، گیاهی و شیمیایی استفاده     می شود و از شرکت سیبا کمک می گیرند و استفاده می کنند .

در رنگرزی ( گیاهی ) از پاتیل استفاده می شود و خامه در این پاتیلها ریخته می شوند . در رنگرزی شیمیایی مواد کمکی برای ثبات رنگ ها ضد بید و اسید ها می باشند که داخل الیاف می ریزند و در ابتدا آنها را با آب شستشو می دهند .

در رنگرزی رنگها بسته به تیرگی و روشنی که دارند درجه ماندنشان در    ا ین پاتیل ها متفاوت است ، یکی از این متفاوت ها از نظر فیزیکی است .

فصل چهارم

ریسندگی پشم :

در آغاز الیاف رنگی و سفید منتقل می شود برای ریسندگی آماده می شوند الیاف را با دست باز می کنند و باآب و روغن مخلوط می کنند برای جلوگیری از الکتریسته و حالت پیوستگی این عمل صورت می گیرد            (  P H خنثی ) ، 24 ساعت می ماند و بعد از دستگاه ولف عبور می دهند که باعث باز شدن الیاف از هم ( یعنی هلاجی ) می شود و به ماشین کاردینک فرستاده می شود .

این دستگاه پشمها را شانه می کند و ناخالصیها ، خاک ، خاروخاشاک ، کثیفی ها را می گیرد و تولید نیمچه نخ می کند .

-    نمره نخ را در کدام مرحله اندازه می گیرند ؟ نمره نخ را در ابتدای کارد اول در دستگاه کاردینک .

ماشین کاردینک : سه قسمت دارد کارد اول : از بین بردن ضایعات پشم ، کار دوم : بازهم از بین بردن ضایعات و خاروخاشاک پشم خیلی بیشتر از کارد اول ، کارد سوم : که پشم را به صورت نخ خامه ( نیمچه نخ ) در     می آورد .

نمره نخ : برای کنترل کیفیت کار نمره نخ را بدست می آورند . هر نیم ساعت 50 متر نیمچه نخ را گرفته و در دستگاه اندازه گیری نمره نخ ، نمره متریک آن بدست می آورند .

-    آیا نمره نخ خاصی مد نظر است ؟ برای ما خیر ولی برای مشتری بله ، بستگی به سفارشات تمان دارد .

دستگاه رینگ ( تمام تاب ) : این دستگاه نخ راتا به صورت یک لا در         می آورد ( برای خامه خالی 120 تا 160 تاب ) هر چه سرعت دستگاه رینگ را کم کنیم تاب نخ زیادتر می شود .

دستگاه دولا تاب : دوباره هر نخ یک لا با هم ترکیب شده و دولا می شود و بیشتر این کار به خاطر استحکام صورت می گیرد .

دستگاه کلاف کن : برای بسته بندی و همانطور که از نامش پیداست نخها را به صورت کلاف در می آورد .

دستگاه بقچه کن : برای بقچه کردن نخهای کلاف شده می باشد .  

نکته :

آخرین نکته مرحله در فرش مرحله سرویس است که سه قسمت کار         می باشد : اول درست کردن بافت اشتباه ( مرمت ) ، دوم رفوکاری ، سوم ریشه فرش که این ریشه فرش به چند صورت گره می خورد :

1- گره نخودی                2- گره مدل گیس           3- دوگره

برای سفارشات خارج از کشور بیشتر از دو گره استفاده می شود و اکثر فرشهای خانگی در ایران مدل گره نخودی و گره مدل گیس هستند .

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo