ماشالا به این تیمای اصفهانی
خدائیش آدم لذت می بره
این سایت را حداقل هفته ای یه بار چک کنید : http://www.sepahan-isf.pib.ir
زنده باد بابک عزیز با این سایتش
ماشالا به این تیمای اصفهانی
خدائیش آدم لذت می بره
این سایت را حداقل هفته ای یه بار چک کنید : http://www.sepahan-isf.pib.ir
زنده باد بابک عزیز با این سایتش
چند روزیه که به دلیل مسافرتم نتونستم وبلاگ را به روز کنم.
و حالا هم دارم با مکافات فارسی تایپ میکنم چون کیبوردم سوئدیه .
فعلا ....
راستش توی این چند وقتی که با دوستان در حوزه اصفهان شناسی کار می کنم و در وبلاگهای مختلف مطلب می نویسم نظرات زیادی را دریافت می کردم که حاکی از شناخت مردم اصفهان از شهر شون و اطلاعات وسیع اونا بود ولی امروز که به محیط دریافت نظرات وبلاگ اصفهان وارد شدم با تعدادی نظر مواجه شدم که واقعاْ باید از فرستنده نظرات تشکر می کردم.
سرکار خانم ریحانه حکیم آذری روی تعدادی از یادداشت ها نظر دادندکه واقعاً نظرات بسیار دقیق و موشکافانه ای بود.مشخص است که ایشون اطلاعات بسیار خوبی در خصوص اصفهان دارند .
به هر حال من به این وسیله از نظرات و اصلاحات ایشون تشکر می کنم و به خود می بالم که چنین همشهریان با فرهنگ و مطلعی دارم.
امیدوارم همچنان به وبلاگ اصفهان لطف داشته و نظرات خودشون را از این وبلاگ دریغ نکنند.
علی هاشمی قینانی
| |||||
| به گزارش ایمنا، آیین تشییع پیکر این هنرمند نامدار نقاشی و نگارگری در میان اندوه و حزن جمع زیادی از مردم، مسئولان فرهنگی و هنرمندان کشور تشییع شد. سید ضیاء الدین امامی هنرمند نگارگر برجسته و صاحب سبک، شامگاه دوشنبه پس از تحمل چندین ماه بیماری در سن 86 سالگی در بیمارستان سعدی اصفهان دار فانی را وداع گفت و روحش در جوار رحمت حق آرام گرفت. سید ضیاءالدین امامی در سال 1301 هجری شمسی در محله جلوخان شهرکرد متولد شد. دوران کودکی وی با سلطنت رضا پهلوی تلاقی یافت و زمانی که دستگاه حکومتی با مراکز دینی و علمای اسلام مخالفت شدیدی داشت، مکان های درس روحانیون به حالت تعلیق در آمده بود و به تدریج مدارس ابتدایی و دولتی جای مکتبخانه ها و دروس آنها را می گرفت. این هنرمند بزرگ پس از گذراندن تحصیلات مکتبخانه و مدرسه ابتدایی، در سال 1314 همراه با پدر خود به اصفهان مهاجرت کرد و در سال 1317 وارد هنرستان تازه تاسیس هنرهای زیبای اصفهان شد. پس از گذراندن دوران هنرستان نیز بلافاصله در دبیرستان های اصفهان به تدریس هنر، ادبیات و معارف اسلامی مشغول شد و در سال 1321 شمسی به استخدام آموزش و پرورش در آمد. وی در سال 1338 از تدریس در مدارس اصفهان دست کشید و به همراه خانواده راهی تهران شد و در سال 1340 همزمان با اولین سال تاسیس هنرکده هنرهای تزئینی در آن دانشگاه پذیرفته شد. ضیاء الدین امامی در سال 1347 با اخذ مدرک لیسانس هنری از هنرکده هنرهای تزئینی فارغ التحصیل و به تدریس در دانشگاه و دبیرستان های تهران پرداخت. وی از سال 1357 همراه با خانواده خود به اصفهان بازگشت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی چند سالی را نیز در دانشگاه هنر اصفهان مشغول به تدریس شد و پس از آن تاکنون در منزل خود به نقاشی و نگارگری می پرداخت. خبرگزاری ایمنا فقدان این هنرمند فقید را به جامعه هنری کشور تسلیت گفته و یاد و خاطره این هنرمند بزرگ را گرامی می دارد |
| |||||
| به گزارش خبرگزاری ایمنا، حسین جعفری افزود: اختلاف و مشکلاتی که بر سر مرمت و ساماندهی این حمام تاریخی به وجود آمده به 10 سال پیش باز می گردد و من چندان در جریان جزییات امر نیستم. وی در پاسخ به اینکه آیا مقررشده است تا پس از بررسی طرح مرمت این اثر در شورای شهر اصفهان اقدام مرمتی لازم با همکاری سازمان میراث فرهنگی و سازمان نوسازی و بهسازی شهر اصفهان صورت گیرد اظهار داشت: ما پیش از این نیز همکاری موثر و مثبتی با سازمان میراث فرهنگی داشتیم و در این طرح نیز هرگونه تصمیم گیری ما بستگی به نتایج بررسی پروژه در سازمان دارد. مدیرعامل سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری اصفهان با بیان این که برای احیای دوباره این حمام تارخی باید بر اساس اسلوب معماری سنتی اقدام کرد ادامه داد: سازمان نوسازی و بهسازی اصفهان همانطور که در طرح های پیشین ساماندهی بناهای تاریخی با میراث فرهنگی همکاری کرده است در مورد این حمام تارخی نیز قطعاً ضوابط سازمان میراث فرهنگی را در نظر می گیرد و بر اساس نظرات کارشناسان برای هرگونه همکاری در این زمینه آماده است. حمام خسرو آقاکه در سال53 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است، در فاصله اندکی از میدان امام خمینی(ره) واقع شده بود و جزو مجموعه سلطنتی صفوی و در نوع خود شاهکاری مثال زدنی در معماری و تزیینات وابسته به آن بود. گفتنی است که با توجه به درخواست های مکرر مردم جهت بازسازی این اثر تاریخی، بازسازی این اثر درطرح های میراث فرهنگی و سازمان نوسازی و بهسازی شهر اصفهان در اولویت اول قرار گرفته است. |
خیلی وقته که می خوام در خصوص محله قینان اطلاعاتی را ارائه کنم که خدا را شکر امروز بخشی از اطلاعاتم منتشر می کنم.
قسمت اول – نام قینان :
قینان در لغت نامه دهخدا :
1. قینان . [ ] (اِخ ) ابن انوش بن شیث آدم وصی انوش بود و نهصدوبیست سال عمر یافت . وی سازنده ٔ شهر بابل یکی از مدائن هفتگانه ٔ عراق است . در نزهة القلوب ج 3 ص 27 آمده : بابل از اقلیم سوم است و ازمداین به عراق و بر کنار فرات ... قینان بن انوش ساخت و طهمورث دیوبند تجدید عمارتش کرد. رجوع به تاریخ گزیده چ لندن ص 24، 25، 130 و تاریخ سیستان ص 42 شود
2. قینان . [ ق ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان برزرود بخش حومه ٔ شهرستان اصفهان ، متصل به شهر(برزرود. [ ب َ ] (اِخ )یکی از دهستان های بخش مرکزی شهرستان اصفهان و در جنوب اصفهان واقع و محدود است از شمال به اصفهان و بخش سده ، از جنوب به کوه صفه ، از خاور و باختر به زاینده رود. وضع طبیعی : یک رشته ارتفاعات کوه صفه و تخت رستم که در جهت خاور و باختر کشیده شده و در جنوب دهستان واقع و بلندترین قله ٔ آن 2240 متر است رودخانه : قسمتی از مسیر رودخانه ٔ زاینده رود در حد خاوری و باختری و شمالی این دهستان واقع شده است . زمستان آن معتدلست و آب قراء آن از رودخانه ٔ زاینده رود و چاه تأمین میشود. این دهستان از 9 آبادی تشکیل می شود و سکنه ٔ آن 15276 تن است . ) و یکی از محلات اصفهان است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).
3. قینان . [ ق َ ] (ع اِ) جای قید از دست و پای ستور یا خاص است بشتر. (منتهی الارب ).
توضیحاتی پیرامون حضرت قینان:
قینان یا کنعان(عبری:קֵינָן یا קאנאן به معنی «تملک» یا «آهنگر») از شخصیتهای تنخ یهودی و عهد عتیق در انجیل است که نخستین بار نامش در کتاب پیدایش و در زمرهٔ رؤسای طایفه از پیدایش تا طوفان نوح آمدهاست. قینان پسر انوش و نواده شیث پسر آدم بود. او هنگامی که انوش نود سال داشت،زاده شد. قینان در هفتادسالگی صاحب نخستین فرزندش مهللئیل شد. قینان پسران و دختران دیگری داشت که نامشان در تورات نیامدهاست.[۱] او در ۹۱۰ سالگی مُرد. نام قینان در نسبنامه عیسی[۲] و نیز در نسبنامه محمد پیغمبر اسلام[۳] ذکر شده است.
1. ↑ پیدایش ۵:۹
2. ↑ لوقا ۳:۳۷
3. ↑ سیرت رسولالله ج۱ ص ۱۹
عاطف الزین، سمیح، داستان پیامبران علیهم السلام در قرآن، ترجمه علی چراغی، اول، تهران: ذکر، ۱۳۸۰، ISBN ۹۶۴۳۰۷۱۶۳۴
کتاب مقدس عهد عتیق و عهد جدید، ترجمه فاضل خان همدانی، ویلیام گلن، هنری مرتن، تهران: اساطیر، ۱۳۷۹، ISBN ۹۶۴۳۳۱۰۶۸-X
یاردون سیز. دانشنامه کتاب مقدس. ترجمهٔ بهرام محمدیان. چاپ سوم، تهران: روز نو، ۱۳۸۰، ۱۹۱۲.
جیمز هاکس. قاموس کتاب مقدس. ترجمهٔ عبدالله شیبانی. چاپ سوم، تهران: اساطیر، ۱۳۷۵، ۱۱۴.
ابن هشام. سیرت رسولالله صلی الله علیه و سلم. ترجمهٔ رفیعالدین اسحاق بن محمد همدانی قاضی. علیاصغر مهدوی. چاپ سوم، تهران: انتشارات خوارزمی، ۱۳۶۰، ۵۱۹.
آدم پدر شیث بود،
شیث پدر انوش،
انوش پدر قینان،
قینان پدر مهلل ئیل،
مهلل ئیل پدر یارد،
یارد پدر خنوخ،
خنوخ پدر متوشالح،
متوشالح پدر لمک،
لمک پدر نوح
نوح پدر سام بود،
سام پدر ارفکشاد ،
ارفکشاد پدر قینان،
قینان پدر شالح،
شالح پدر عابر،
عابر پدر فالج،
رعو پدر سروج،
سروج پدر ناحور ،
ناحور پدر تارح،
تارح پدر ابراهیم
قبل از اشکانیان به مناسبت آن که یکى از هفت معبد بزرگ و مقدس عالم در اصفهان بوده و بعد آن را آتشگاه ساختند و داراى اهمیت بوده است، هنوز از آثار خرابههاى منازل متولیان آن، اهمیت او ظاهر مىشود و نیز به موجب آن چه حمزهبن محسن اصفهانى در کتاب سنى ملوکالارض که چندین پادشاه بزرگ در اطراف اصفهان آتشگاه بنا نمودند و موقوفاتى جهت مخارج آنها قرار دادند.
از آن جایى که در اصفهان روحانیان بسیار بودند، خط و زبان مذهبى در اصفهان شایع بوده است. خواه آن خط و زبان اوستا گفته شود و خواه زند و یا به مقتضاى اسم پهله، زبان و خط پهلوى.
در زمان اشکانیان از اثر کینهجویى اسکندر که اوستا و کتاب مقدس را سوزانید و تصریح به این که در دو هزار سال پیش از این، این زبان از بین رفته و در هیچ کجا مصطلح نبوده است. و نیز آنچه در روى سکههاى اشکانى به یونانى نوشته شده،معلوم مىشود که در اصفهان خط و زبان یونانى شایع بوده است.
در زمان ساسانیان، زبان اصفهانى و خط آن پهلوى بوده است و آن را پهلوى ساسانى مىنامند. این خط در روى سکههاى آنها،امروز دیده مىشود و کمال مشابهت را با خط عربى دارد. ظاهراً ایرانىها هم مانند همسایههاى خود اعراب و اهل حجاز که لغت خود را با خط سیرى مىنوشتهاند که با خط عبرى شبیه است ولى سادهتر. خط عربى قدیم، خط تورات بوده که پس از واقعهى اسارت بابل تغییر یافت و آن خط زاییدهاى از خط فینقى بوده که از آن »سامرى« منسوب به سامرهى نابلس مشتق گردیده است و یهودیان از گردهى خط آرامى خط دیگرى، بنا نهادند و آن را »آشورى یا خط مربع« نامیدند. در الفهرست آمده است: عبرانى از سریانى مشتق شده است.
در اوایل اسلام، خط اسلام که خط شامى بود و اهل حجاز مرسوم داشتهاند که براى یاد گرفتن آن سفر شام مىکردهاند، در ایران هم متداول گردید. در ایران تغییراتى و تبدیلاتى در حروف و اعراب آن به تدریج داده شد و نشو کرد تا به خط امروزى ارتقا یافت.
در بین تغییراتى که این خط کرده است صورتهاى دیگرى هم به خود گرفت مانند: رقاع تعلیق، ثلث و غیره تا بالاخره سه نوع خط، پسندیده خاطرها گردید و سه نابغه در اصفهان آنها را به طورى کامل نوشتند که فارسىنویسان هنوز پیرو مـشـتـق آنـهـا هـسـتـند. یکى میرعماد قزوینىالاصل که در اصفهان متوطن و در همین شهر شهید شد و مقبرهى او در تکیه ظلمات معروف و داراى ممتازترین تزیین بـا کـاشـى مـىبـاشد. میرعماد در خط نستعلیق، نسخ تعلیق را کرد.
دیگرى درویش عبدالمجید طالقانى نویسندهى خط شکسته که در مدرسهى کاسهگران اصفهان ساکن بوده و با نهایت فقر زندگى مىکرده است. گاهى ورقه را به طور حواله چند سطر مىنوشته و تقاضاى مختصر جنسى از قبیل روغن چراغ و قند و چاى و غیره مىکرده و همان ورقه در بهاى آن جنس به خرج مىرفته است.
خط او داراى پیچیدگى و شکستههاى زیادى مىباشد و به همین سبب شکسته نامیده شده است. قبر او مقابل درب تکیه میرفندرسکى به فاصلهى ده پانزده متر معروف است. دیگرى آزینالعابدین سلطانى است که در نوشتن خط نسخ معروف مىباشد. این نابغه، نویسنده خطى بوده که سهولت قرائت آن، نسخ خطوط دیگر را کرد. وى بعد از یکصد و ده سال عمر بدون احتیاج به عینک، خط مىنوشته است که گویا انگشتانش در استحکام مانند آهنربا بوده است.
زبان اصفهان
در قرن دوم و سوم هجرت طورى لغات اصلیه پهلویه را مهجور دانست و به لغت طایفهى فاتح مانوس شد که مافروخى آنها را عربى زبان نوشته است. در زمان حکومت دیالمه و ملکشاهىها، لغات فارسى از عربى جلو افتاده که قوت قاهره تاتار، کلمات ترکى را در میانهى آنها شایع ساخت. زمان صفویه یک زبانى مرکب از لغات فارسى عربى و ترکى رواج داشت که هنوز هم باقى است.
در پارهاى از نقاط اصفهان مانند: سده، گز، جرقویه و غیره زبـانـى متداول است از لغات پهلوى که معلوم مىشود انقلابات در آنجا اثرى نکرده است.
زبان معمول اصفهان
در بازار اصفهان، بعضى کسبه لغات مخصوصى میانه خود وضع نمودهاند که مخصوص است به خود آنها و در موقعى که مشترىهاى غریبه داشته باشند به آن زبان مطالبى را که مىخواهند از مشترى مستور دارند گفتوگو مىکنند. مانند بزازها و صرافها و... زبانى هم به اسـم زرگرى متداول است که اغلب مىدانند غیر از بچهها، که براى مستور داشتن مطالب از بچهها به این زبان تکلم مىکنند. طریقه آن از این قرار است که پهلوى هر حرف متحرکى، حرف »ز« را با حرکت همان حرف سابق تکرار مــىکـنـنـد: مثلاً »مـنمـىخـواهـم« را مـىگـوینـد: مزن مىزى،خازا، هزم.
برگرفته از کتاب فرهنگ مردم اصفهان، مولف میرسیدعلى جناب
جلال ذوالفنون نوازنده سهتار به همراه گروهش در سینما سپاهان اصفهان کنسرت مىدهد.
جلال ذوالفنون نوازنده سهتار و آهنگساز در گفت: این کنسرت اوایل مرداد در سینما سپاهان اصفهان برگزار مىشود و من به همراه گروهم در دو بخش به اجراى قطعاتى به صورت بداهه مىپردازیم.
وى افزود:این کنسرت که هنوز تاریخ دقیق آن مشخص نشده 2 شب در این مکان برگزار خواهد شد.
این نوازنده سهتار با اشاره به حضور نوازندگان محلى در اجراهاى شهرستانها بیان داشت: ما در هر کدام از اجـراهاى شهرستانها، از هنرمندان آن منطقه بهره مىبریم و بر این اساس، در این کنسرت نیز چنین کارى را انجام خواهیم داد اما از آنجایى که نتوانستیم با هنرمندان اصفهان ارتباط برقرار کنیم، در این اجرا برخى از هنرمندان شیراز در کنار گروهمان قرار مىگیرند.
این آهنگساز تصریح کرد:هنوز مشخص نشده که اجراىمان به همراه نوازندگان شیراز به چه صورت خواهد بود، اما قطعا یا هر کدام از دو گروه به طور مجزا کنسرت مىدهند و یا اینکه به صورت مشترک کنسرت را برگزار خواهیم کرد.
ذوالفنون در خاتمه در خصوص اجرا در شهرستانها، خاطرنشان کرد: از آنجایى که علاقمندان به موسیقى در شهرستانها زیاد هستند، استقبال از کنسرتها نیز بسیار بالا است و به همین دلیل، من معتقدم ما باید در سراسر ایران کنسرتهایى را برگزار کنیم.
فرزانه توکلى:
دور اما نزدیک
تابلوى مستطیلى شکل که نوشته ى نقره اى رنگش بر روى زمینه ى مشکى آن در نورتند آفتاب تابستان برق مى زند تنها نشانه اى است که حیات و زندگى را پشت یک درب چوبى رنگ و رورفته گوشزد مى کند. اما درون همین خانه ى به ظاهر متروک دنیایى از شوروعشق موج مى زند. راهروى باریک کاهگلى به اتاق کار استاد رفیع هنرمند ملیله ساز اصفهانى ختم مى شود. دیوارها پراز لوح هاى تقدیر است و درمیان آنها تصاویرى ازبهترین ملیله کارى ها به چشم مىخورد . صمیمیت و سرزندگى استاد و شاگردانى جوان که یکى پس از دیگرى وارد مى شوند و لباس کارمى پوشند تا با مفتول هاى ظریف طرح ونقش بسازند،باور گسترش رخنه و شکاف سقفى که توان چوب هایش تحلیل رفته را از ذهنت پاک مى کند. اینجا اگرچه به ظاهر فرسوده است ،اما خاطراتى از زمان ازدواج استادتا کنون که دورهى 62سالگىاش را مى گذراند درخود نهفته دارد.اینجا هم خانه ى بخت استاد بوده است و هم محل کارش .
توغریبه نیستى
پذیرایى،فنجان کوچک چاى است با کیک دست پخت یکى از شاگردان . بدون احساس غریبه بودن و رفتارهاى رسمى .انگار که سالها تو را مى شناسند و درکنارت نان و نمک خورده اند.
استادمجموعه اى از عکس ها و مجلاتى را که به هنرش پرداخته اند با خود مى آورد وازنمایشگاه بلغارستان مى گوید. اینکه آنها هم بیگانه با هنرملیله نبوده اند و علاقه و تعلق خاصى به آن نشان داده اند.
وقتى برگه هاى آلبوم را یکى یکى ورق مى زنم احساس مىکنم حاصل 45سال ظرافت و حوصله و خلاقیت را دردست دارم. بطرى ملیله کارى بیش ازهمه چشم را به سوى خود فرامى خواند. این بطرى که هم اکنون درموزه ى تهران نگهدارى مى شود از 25قطعه و 4500ملیله نقره خالص تشکیل شده است.
زندگى بامفتول نقره و موم عسل
گاه شده است با دید ظریف تر و موشکافانه ترى به انگشتر ،جااستکانى ،قندان و یا میوه خورى نقره اى که دست یک نفر یا روى میز خودنمایى مى کند نگاه کنى و به انسجام سیم هاى ظریف و کوچکى که با حوصله کنار هم چیده شده اند تا یک برگ گل یا بال پروانه را بسازندپى ببرى؟
استاد رفیع سابقه این رشته هنرى را قبل از اسلام و سرچشمه ى آن را اصفهان و زنجان مى داند. قدیمى ترین ملیله ایران به روایت اکثر محققان مربوط به دوره هخامنشى مى شود. اما به دلیل آن که اکثر اشیاء ملیله براى استفاده مجدد ذوب شده اند، نمونه هاى زیادى در دسترس نیست و تنها از دوره قاجاریه مقدارى سرقلیان، گیره استکان و سینى در اندازه هاى مختلف باقى مانده است. نـقـــوش رایـــج در ملـیلــه کــارى را بیشتـردنـدانـه، تـابیـده ،جقـه، یـا بتـه ترمه،ریزه جقه و.... تشکیل مى دهند.
قبلا این هنر به شبکه کارى معروف بوده و حدود بیست سال مى شود که به ملیله سازى تغییر نام داده است. اساس کــارملـیلــه سـازى را نـقـره تـشـکـیـل مىدهد.نقره مصرفى در ملیله سازى داراى عیار 100 است . ولى براى ساختن دسته یا پایه ظروف که میبایست داراى استحکام بیشترى باشند معمولاً نقره با عیار پایین تر را مورد استفاده قرار میدهند . نقره هاى ایرانى یک تکه هستند که با حرارت آب مى شوند تا به صورت مفتول درآیند.
نورد دستگاه کوچکى است که مفتول را همچون موى بافته شـده نـقـش و تـاب مـى دهدو سپس براساس قالب بندى سیم ها شکل پیدا مى کند و درکنارهم روى مستطیل آهنى چیده مى شوند تا موم عسل نقره سیماب گون را شیرین کند و گره هاى کوچک در دلش نقش و طرح زند. پودر نقره یا به اصطلاح )سواله( وسیله اى براى جوش دادن قاب یک طرح به نقش هاى درون آن است. کار تقریبا از نیمه گذشته اما هنوز روح به آن دمیده نشده تا همچون ماه بدرخشد و دلربایى کند. وجود ظرف هاى شوره زده کنار دیوار و جوهر گوگرد اکنون روشن مى شود. براى سفید شدن روى اثر خلق شده و زدودن سیاهى فرچه و شوره و گوگرد به کمک مى آیند. سپیدى صورت این نوزاد تازه متولدشده به آفتاب رو به زردى مى رود. رمز کار در خاک اره است. نقش هاى گل و پروانه و مرغ و اسلیمى در خاک اره مـدفـون مـى شوند تا به دور از چشم آفتاب از سفیدى بدرخشند.
استاد رفیع یکى از شاهکارهاى هنر ملیله سازى را درب داخلى مدرسه چهارباغ مى داند که دایره هاى تودرتوى آن به ظرافت و زیبایى معروف است .اما در دوره هاى قبل ازاسلام به سبب رواج استفاده از ظروف گران قیمت توسط طبقات ثروتمند، صنعتگران فلز کار، به ویژه زرگران و نقره کاران تمامى توجه خود را براى زیباتر ساختن ظروف بکاربردند و سعى کردند تا به آنها حالتى زینتى بدهند.از طرفى هم با تاراج اسکندر و سپاهیان او،از ظروف و اشیاء فلزى گران قیمت این دوره که غنایمى کم وزن و پر بها بودند، اثر چندانى باقى نمانده، ولى گاه در کاوش هاى باستان شناسى نقوش ملیله کارى بر روى آثارى چون گنجینه جیحون، همدان و شوش دیده شده است. استاد علاوه برآموزش درهمین خانه ى قدیمى صمیمى در دانشگاه هنر و پیام نور هم شاگردانى را تربیت مى کند.او هنر را یک کار ذهنى و خدایى مى داند. عشقى که با تشویق و تکریم صد چندان مى شود و به اوج مىرسد. او خود دلیل اصلى استمرار و پافشارى دراین هنر را مـوفقیت دراولین نمایشگاه چهلستون معرفى مى کند و مىگوید: اگر این تشویق و توجه نبود به طور جدى این هنر را پیگیرى نمى کردم.
ملیله سازى یا ملیله دوزى
آنقدر غرق در تارو پود شیرین گل و پروانه هاى نقره اى شده ام که گذرزمان را حس نکرده ام . نزدیک ظهر است . با استاد رفیع به اتاق هنرجویان مى روم . یکى سفره ى هفت سینش را نشان مى دهد و دیگرى از حلقه ى ازدواجش که با هنر دستانش ساخته و پرداخته مى گوید.
وقتى سراغ ازطرح هاى روى پارچه ترمه یا مخمل را مىگیرم استاد تفاوت میان ملیله سازى و ملیله دوزى را برایم شرح مى دهد. ملیله دوزى دوخت مفتول هاى فنرمانند تو خالى برروى پارچه است و ملیله سازى همه ى آنچه که امروز من در دنیایش سفرکردم. بچه ها درکنارهم درهمین خانه ى قدیمى صمیمى تدارک سفره ى ناهار را مى بینند. عصر و زمان دامن کشیدن آفتاب همه سبد سبد گلهاى نقره اى را درکنار ستون هاى چوبى و باغچه سرسبز حیاط رو سفید مى کنند تا در هر منزل و مکانى خوش بدرخشد و ماندگارشود.
| |||||
| به گزارش ایمنا، سید کریم داوودی صبح امروز در جلسه علنی شورای اسلامی شهر اصفهان با اعلام این مطلب افزود: طرح های بسیار جامع و گسترده ای برای احیاء میدان عتیق اصفهان پیش بینی شده است و امیدوارم با تمامی شرایط پیش رو، بهترین و مفیدترین فعالیت های ممکن در زمینه احیای این میدان صورت گیرد. وی با تاکید بر اینکه برخی از زمینه ها برای آغاز بخشی از فعالیت های اولیه در اجرای طرح میدان عتیق فراهم شده است اظهار داشت: شهرداری باید اقدامات خود را در برخی شرایط نظیر آزادسازی زیرگذر و قسمت هایی از پروژه به مرحله اجرا رساند و عملیات اجرایی آن را آغاز کند. وی در بخش دیگری از صحبت های خود به اجرای پروژه تقاطع غیرهمسطح هشت بهشت- بزرگمهر اشاره کرد و گفت: عملیات اجرایی تقاطع غیرهمسطح هشت بهشت- بزرگمهر از سرعت بسیاری بالایی برخوردار است و همین موضوع باعث می شود که این پروژه نیز همانند دیگر پروژه های مهم شهر اصفهان زودتر از موعد مقرر به بهره برداری برسد. نایب رئیس شورای اسلامی شهر اصفهان تصریح کرد: مدیران پروژه بزرگ تقاطع غیرهمسطح هشت بهشت- بزرگمهر باید با فعالیت های مستمر و تلاش شبانه روزی، شرایط افتتاح این طرح تا قبل از فرارسیدن سال نو را فراهم کنند. |