X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 3 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 06:37 ب.ظ

میدان نقش جهان از دید کاتف   

 فدت آفاس یویچ کاتف ( Fedot Afanas Yevic Katof ) بازرگان روسی بود که شرح مشاهدات خود را در ایران در سال های 1623 و 1624 میلادی به رشته ی تحریر درآورده است. کاتف در مسیر حرکت خود که از مسکو آغاز می شود از قفقاز می گذرد تا به اصفهان می رسد. آنچه از خطرهای راه، شیوه ی زندگی، خصوصیات اخلاقی، تجارت و صنعت مردم سر راه خود دیده به قلم آورده و در پایان نیز از زندگی پرجنب و جوش مردم پایتخت (اصفهان) سخن گفته است. آنچه در ادامه می خوانید توصیف این بازرگان روسی از میدان نقش جهان در سال 1624 میلادی است.
    در بیستم ژوئن 1624 میلادی به اصفهان رسیدیم. این شهر در جلگه ای بین کوه ها و در محلی صاف و هموار قرار دارد.
    اصفهان پایتخت شاهنشاهی ایران است. شهری است بزرگ و زیبا با دیوارهای زشت و شبیه به حصارهای گلی اطراف باغ ها. کاخ های شاهی به شکلی ساخته شده که درها به میدان اصلی (میدان نقش جهان) باز می شود. روی درهای بزرگ نام اتاق ها را با طلا نوشته اند. این اتاق ها یکی پس از دیگری در سه ردیف قرار دارند. هر سفیر و بازرگانی می تواند به این اتاق ها وارد شود. کاخی که نشستنگاه شاه است دورتر از این درها و در میان باغ و در طبقه ی پایین تر قرار دارد. در آنجا تیر اندازان شاه زندگی می کنند. درهای این کاخ نیز به میدان (نقش جهان) باز می شود. در هر طرف درها تیراندازان و درباریان ایستاده اند. در این نقطه میدان وسیع و بزرگی قرار دارد که دورتادور آن خندقی پر از آب است. در دو انتهای میدان دو ستون سنگی به ارتفاع دو برابر انسان دیده می شود. در میدان روبروی درهای شاهی، توپ های آهنی و مسی بزرگ و کوچک و بدون چرخ به طور منظم قرار دارد. برخی از آنها در شن و خاک فرو رفته اند. میدان صاف و همواری است به درازای تقریبا 400 و پهنای 100 ساژن ( ساژن واحد اندازه گیری روسی است و هر ساژن برابر 2 متر و 13 سانتی متر است ). نزدیک میدان، بازار، قهوه خانه، مهمانخانه ها و مسجدها که همه از سنگ است برجاست. می گویند شمار این مهمانخانه ها بیش از 100 است.
    در این میدان از هر قومی اعم از ایرانی، هندی، ترک، عرب، ارمنی، شاماتی (سوری)، و کلیمی به دادوستدند. در ابتدای میدان بالای دروازه های بلند ساعت هایی کار گذاشته شده است که ساعت کار روسی مراقب کار آنهاست. از میان دروازه به تین چاک (بازار رسته های مختلف بازرگانی در اصفهان که امروزه به آن تیمچه می گویند) رفت و آمد می کنند.
    در میدان انواع کالاها به طور عمده یا خرده فروشی دادوستد می شود. در این میدان نمایش های گوناگونی ترتیب می دهند. عده ای طاس بازی می کنند، خاک را می گسترانند و نی هایی را که روی آن چیده اند شکل های مختلفی می دهند، درویشان از روی کتاب های خود گذشته و آینده را خبر می دهند و فرقه های خود را تبلیغ می کنند.
    در انتهای میدان پهلوی تیمچه در سمت راست روی انبارهای فوقانی، انبارهای بزرگی درست شده که از بالا پوشیده شده و از پهلو باز است. در اینجا ایرانی ها زنگ عزا و نقاره و سرنا می زنند و از آن شیپورهای بزرگ، صدایی چون نعره ی گاوان شنیده می شود. در سمت چپ تیمچه جایگاه پوشیده ی بزرگی است که ترک های عثمانی اسیر شاهنشاه ایران از جنگ بغداد به زدن بیست نقاره و شیپور و سرنا سرگرمند. هر شب مردم را با کالاها و آذوقه های خود از میدان بیرون می کنند و سپس میدان را تمیز و قلوه سنگ ها و شن و ماسه ی آن را صاف و هموار می نمایند. جارو می کنند و آب می پاشند تا اکنون که تابستان است به هنگام عبور چارپایان گرد و خاک برنخیزد. به این وقت شاه وارد میدان می شود و به گردش می پردازد. شاه تقریبا هر شب به چایخانه ها سری می زند و در آن چایخانه ها نوجوانان و کودکان به نزد او به رقص و پایکوبی می ایستند و پاره ای از نوجوانان نیز در میدان روبروی او با شمع های روشن قرار می گیرند. چراغ های نفت سوز دورتادور تمام میدان را روشن می کند.
شاه با دلبستگی میدان و بازارها را گردش می کند و روزها هنگامی که میدان خلوت است با چماقداران به جلو راه می رود و گاهی نیز بدون چماقدار به گردش می پردازد.
    منبع: سفرنامه ی کاتف، ترجمه ی محمد صادق همایونفرد، 1356

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo